پای صحبت های یک مجری شبکه سحر:مجریان خانم مسلمان باید مبادی آداب باشند

سحر حقجو مجری سیمای انگلیسی شبکه سحر از فعالیت خود در شبکه جهانی سحر و فراز و نشیب های حرفه مجری گری گفته و به گزینه های یک مجری خوب اشاره کرده است.

 

سحر حقجو مجری برنامه تلویزیونی Pure Home که یک برنامه خانوادگی است در مورد حرفه مجری گری توضیح داده است.


حقجو در کانادا متولد شده است و همین موضوع سبب شده است تا به زبان انگلیسی مسلط باشد. او دانش آموخته مقطع کارشناسی مدیریت بازرگانی است و هفت سال است که در سازمان صدا و سیما مشغول فعالیت است. وی در ابتدا گوینده خبر انگلیسی شبکه خبر بوده و مدتی هم در رادیو انگلیسی کار کرده است.در شبکه بین المللی سحر هم گوینده خبر و مطبوعات بوده و الان حدود یک سال می شود که به برنامه ی Pure Home پیوسته است.
برنامه  Pure Homeبرنامه ای خانوادگی است و برای خانواده هایی تدارک و پخش می شود که سعی دارند در دل دنیای غرب و ساده و پاک زندگی کنند. در این برنامه ها سعی بر آن می شود که در خصوص راه و رسم زندگی مانند ارتباطات زناشویی، تربیت کودکان ، مسائل پزشکی و ... اطلاع رسانی شود.
حقجو درباره ویژگی های یک مجری در برنامه های انگلیسی گفت، مجری باید به زبان انگلیسی تسلط کامل داشته باشد و شاید این یکی از مهم ترین ویژگی ها به شمار آید. فن بیان یک مجری و قدرت برقراری ارتباط کلامی با مخاطبان و میهمان ها و ساده‌ گویی مجری، نیز از اهمیت ویژه ای بر خوردار است. اگر یک مجری برنامه های خانوادگی از اصول و ارکان مقوم زندگی و قواعد ارزش های لازم به رعایت و احترام در خانواده اطلاعات کافی داشته باشد، می تواند مسائل خانواده را بهتر درک کند و در انتقال بهتر و موثرتر مفاهیم معنوی و اصول ارتباطات بین اعضای خانواده موفق عمل کند.

 

سحر حقجو+مجری برنامه خانواده

وی افزود: برنامه های خانوادگی شبکه سحر ، برنامه های خانوادگی اسلامی به حساب می آید و اعتقادات مذهبی و تسلط مجری بر مسائل دینی هم تا حدی می تواند برای موفقیت برنامه موثر باشد. در نظر گرفتن همه اقشار مخاطب (از پيرترين آدم تا خردسال ترين، از كم سواد ترين تا اشخاصي خاص با تحصيلات عاليه، از كم حوصله ترين تا مشتاق ترين فرد و حتي مخاطبان كودك و نوجوانان) هم مهم است. اجراهاي دلنشين و صميمي و خودماني و راحت مجري نیز تاثیر گذار است.
 حقجو در مورد میزان جذابیت و نحوه جذب مخاطب یک برنامه گفت: اولین نکته، میزان و بار اطلاعات کاربردی و مبتلابه مخاطبان در یک برنامه است. برنامه ای که برای مردم مفید باشد، می تواند بینندگان خود را راضی نگه دارد. دادن اطلاعات کافی و جامع هم می تواند در جذب مخاطب موثر باشد. یک برنامه خانوادگی باید به روز باشد و اطلاعات جدیدی در اختیار مخاطبانش قرار دهد. علمی بودن این اطلاعات هم بسیارمهم و قابل توجه است. از طرفی تنوع برنامه ها و خودداری از تکراری بودن سوژه ها و  ... موجب می شود که بینندگان اطمینان داشته باشند که در هر برنامه با گفت و گو و بخش های جدیدی رو به رو هستند و علاوه بر آن منجر به جلوگیری از کلیشه شدن برنامه می شود.

Pure Home

مجری برنامه خانواده سیمای انگلیسی شبکه سحر  توجه به عواملی مانند رنگ آمیزی، دکور، موسیقی و دیگر جذابیت های بصری را امری بسیار مهم در جذابیت برنامه های اینچنینی خواند که به گفته او بارها از سوی بینندگان، نظراتی در این خصوص به برنامه اعلام شده است.
حقجو در این باره عنوان کرد: برنامه خانوادگي موفق، برنامه‌اي است كه بتواند فرزند زمان خويشتن باشد،همپاي اين تحولات پيش برود و متناسب با نيازهاي خانواده‌هاي امروز، دغدغه‌ها و خواسته هايشان دست به توليد بزند. سازندگان برنامه های خانوادگی نباید سراغ روش‌هاي پيچيده بروند. روش‌هاي كليشه‌اي پند و اندرزگونه جواب نمی دهد  و خلاقيت  عنصری است که در توفیق این برنامه ها نقش سرنوشت ساز بازی می کند.

 

برنامه خانواده سیمای انگلیسی شبکه سحر

مجری برنامه خانوادگی Pure Home به ضرورت قدرت مجری در مدیریت برنامه نیز اشاره کرد و گفت: در برنامه ها کارشناسان ، اطلاعات اصلی را به بینندگان عرضه می کنند و در بحث های کارشناسی ، این کارشناس است که اطلاعات جامع تری دارد و مسلما باید وقت بیشتری برای صحبت داشته باشد. مجری ها سوال هایی را که تهیه شده،  از کارشناس می پرسند، اما اگر در لا به لای گفت و گو ابهامی به وجود بیاید آن را برطرف می کنند. یعنی در همراهی با کارشناس ، رسالت مجری ، کمک به رسا و گویا بودن پیام های کارشناس و ترغیب او برای تکمیل بحث است. مجری باید با طرح سوال‌هاي پيش برنده و مناسب ، بحث را هدايت و كاربردي‌تر كند.
حقجو معتقد است: در عین اینکه  عمده وقت برنامه باید در اختیار کارشناس برنامه  است اما یک مجری باید بتواند با خلاقیت و قدرت اجرایش ، مخاطبان را جذب کند. به هر حال در هر قشر و در هر گروهی نقطه نظرات متفاوتی وجود دارد. مجری توانا باید کنترل برنامه را در دست داشته باشد و اجازه ندهد که کار به کشمکش بکشد.در اجراهای زنده ، مجری ، برنامه را مدیریت می کند اما برنامه دارای چهار چوب و قانون است و مجری هم از همین ضوابط تبعیت می کند. روی خوش و مهربانی ، خصوصیات مثبتی برای یک مجری محسوب می شود ولی وی باید در حد غایت، به مرز ها نیز توجه کند و آنها را زیر پا نگذارد.
به گفته حقجو تعادل در رفتار برای مجری در اجرا از همه چیز بهتر است وی در این باره نیز گفت:با توجه به این که من گوینده اخبار بوده ام بیشتر سعی می کنم که مبادی آداب باشم. البته فکر می کنم برای یک خانم مسلمان بهتر باشد که در کنار مهربانی و صمیمیت، مبادی آداب هم باشد.


موضوعات مرتبط: سحر حقجو(مجری)

تاريخ : 93/05/30 | | نویسنده : تماشا |
http://www.shiaupload.ir/images/39122774326919296421.jpghttp://www.shiaupload.ir/images/73766953996166493165.jpghttp://www.shiaupload.ir/images/52887714066350356079.jpghttp://www.shiaupload.ir/images/87266143956697706626.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/80998293577787940766.jpg

منبع:وبلاگ هواداران هما لزگی


موضوعات مرتبط: هما لزگی(مجری)
برچسب‌ها: هما , لزگی , هما لزگی , مجری , پرس تی وی

ادامه مطلب+ دیدن عکس
تاريخ : 93/05/29 | | نویسنده : تماشا |


موضوعات مرتبط: فریناز ربیعی(مجری)

تاريخ : 93/05/29 | | نویسنده : تماشا |

سید جواد یحیوی، مجری سابق تلویزیون - انتقاداتی را نسبت به عملکرد و مدیریت صداوسیما مطرح کرد و گفت: تلویزیون ما امروز یک بازنده بزرگ در جنگ رسانه‌ای است و در این رقابت ته صف قرار دارد.

 

سید جواد یحیوی که سال‌های نه چندان دور به عنوان مجری فعال و شناخته شده در تلویزیون فعالیت داشت، چند سالی است که دیگر چهره‌اش در صداوسیما دیده نشده و این روزها صحنه تئاتر را ترجیح داده و در آخرین اجرا، در نمایش «هر کس با تنهایی‌اش» به عنوان بازیگر حضور دارد.

 

به بهانه حضور این بازیگر و مجری سابق تلویزیون بر صحنه‌ی تئاتر، گفت‌وگوی مفصلی با او درباره‌ی چرایی‌های کنارگذاشتنش از تلویزیون، اختلاف با مدیریت صداوسیما، موضع گیری‌اش در انتخابات 88، عملکرد صداوسیما در برخورد با مخاطب امروزی، چگونگی حضور دوباره برخی چهره‌ها مثل مهران مدیری و رضا رشیدپور در صداوسیما داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

 56-195.jpg

یحیوی درباره دوری چند ساله‌اش از تلویزیون و دلیل ممنوع‌الکاری‌اش در این رسانه گفت: هیچ وقت به تو هیچ توضیح درستی داده نمی‌شود، این به نظرم اشکالی است که در رسانه ملی این سرزمین وجود دارد.

 

وی ادامه داد: مجموعه نهادهای تصمیم‌گیرنده، برای اینکه تو در یک موقعیت استراتژیک حرفه‌ای کار کنی یا نکنی، اگر به این نتیجه برسند که تو نباید کار کنی، هیچ وقت به تو نمی‌گوید که چرا به این نتیجه رسیده‌اند و راجع‌ به آن مذاکره و گفت‌وگو نمی‌کنند و فقط تو حذف می‌شوی؛ حذفی که حتی دستت به جایی نمی‌رسد که این سوال را در ذهنت برطرف کنی.

 

این بازیگر با بیان اینکه در هفت سال دوری‌اش از تلویزیون با هیچ مسوولی در این رسانه درباره ممنوع‌الکاری‌اش صحبتی نداشته است، تصریح کرد:‌ در این مدت این امکان فراهم نشده است که مقابل آدمی بنشینم که مسوول و تصمیم‌گیرنده در این حوزه باشد؛ کسی که اطلاعاتش درست و دقیق باشد یا پرونده‌ی من روی میزش باشد و ببینم که در مورد من چیزهایی می‌خواند یا می‌داند و یا براساس یکسری مستندات با من حرف بزند. هرگز این اتفاق نیفتاده و هیچ مرجعی پاسخگو نبوده است.

 

یحیوی در پاسخ به این پرسش که آیا خودش پیگیری برای صحبت با مسوولان صداوسیما درباره ممنوع الکاری‌اش داشته است یا خیر افزود: اگر پیگیری به این معناست که من مثل عابری بروم و درهای متعدد یک وزارتخانه عریض و طویل، بی‌در و پیکر یا بی‌ سر و ته را بزنم و بگویم تو را به خدا یکی بگوید چرا من نمی‌توانم در این سرزمین کاری که بلدم را انجام دهم، نه این کار را انجام نداده‌ام.

 

با مدیریت صداوسیما اختلاف داشتم

 

این مجری سابق تلویزیون ادامه داد: اما در مجموع به واسطه ارتباطاتی که داشتم و فرصت‌های پیش آمده، مدیر گروه شبکه‌ای برای اینکه برنامه‌ای را من اجرا کنم، پیگیری کرد، با حراست و با معاونت سیما صحبت کرد، اما بعد گفته‌اند نه! نمی‌شود و حتی او هم دلیلش را به من نگفت.

 

یحیوی درباره‌ی اینکه چه حدسی درباره‌ی دلایل ممنوع‌الکاری‌اش در تلویزیون می‌زند، تصریح کرد: حدسم این است که من در دوره‌ای با جریانی که در مدیریت سازمان صداوسیما و مدیریتی که در شبکه‌ها وجود داشته به اختلاف نظر رسیدم و به جای اینکه آدمی باشم که حرف گوش کنم، سرم را پایین بیندازم و مدل سازمانی که از من بخواهند کار کنم، سعی کردم راجع‌ به این موضوع کلنجار بروم و این اسباب‌ ناخرسندی مدیران تلویزیون بود.

 

این بازیگر ادامه داد: بعد از آن زمانی که دیگر ارتباطم با تلویزیون کم شده و به حداقل رسیده بود، در یک موضع‌گیری سیاسی و اجتماعی من در سویی ایستادم که آن سو بعد از اتفاقات سال 88 دیگر مورد وثوق نبود. آن روزی که من در اردوی یک نامزد انتخاباتی ایستادم، آن نامزد از اسرائیل به ایران نیامده بود، این آدم صاحب ویژگی‌هایی بود که از همه فیلترهای نظام عبور کرده بود و آلترناتیو ریاست جمهوری در این سرزمین بوده است؛ یعنی می‌توانسته رییس جمهور بشود. پس ظاهرا آدم بدی نبوده است.

 

یحیوی با بیان اینکه فعالیتش در زمان انتخابات 88 در چاچوب قانون بوده است، ادامه داد: اگر من یک میتینگ تبلیغاتی اجرا کردم، حتما وزارت کشور به آن مجوز داده است و اماکن، نیروی انتظامی و سرویس‌های امنیتی در جریان بوده‌اند و بعد از اینکه سوءتفاهم‌هایی پیش آمده است و شهر شلوغ شده و به هم ریخته، من دیگر دخالتی نداشتم و موضع‌گیری رسمی نداشتم یا حضور فعالانه‌ای در اعتراضات پس از انتخابات نداشتم.

 

با موضوع، حذفی برخورد می‌شود

 

یحیوی عنوان کرد: من هم می‌توانستم پشت تریبون بایستم و بگویم من فقط می‌دانم اینکه در حال اتفاق افتادن است خیانت است و جالب این است چند سال بعد و نه سالیان دور و دراز همه فهمیدند که این یک اشتباه بوده است. من امروز هم فکر می‌کنم اشتباه نکردم و می‌توانم راجع‌ به این رفتارم همه جا توضیح دهم. اما هیچ کس از من توضیح نمی‌خواهد و همیشه برخورد حذفی و امنیتی با موضوع می‌شود.

 

او با بیان اینکه ویژگی ذاتی عرصه فرهنگ این است که هر کس بتواند حرف خودش را بزند، گفت: گویا مسیر دیگری در حفظ ثبات وجود دارد و در سرزمین‌ ما هم این مسیر نمی‌گوید که هر کسی هر حرف جدیدی دارد، بگوید. می‌گوید ما یک حرف می‌زنیم، هر کس موافق این حرف است، خیلی خوب است، هر کس مخالف است، لطفا ساکت باشد. این با ماهیت و هویت آدم‌هایی که در عرصه فرهنگ و هنر کار می‌کنند در تناقض است، معلوم است که من نمی‌توانم خودم را با چنین تفکری هماهنگ کنم. آن وقت این عاصی و سرکش بودنِ جایی در یک موقعیت سیاسی و اجتماعی مثل انتخابات به آنارشیت بودن تبدیل می‌شود و به آدمی تبدیل می‌شوی که می‌خواهد خلاف جهت رودخانه شنا کند، در حالی که اینگونه نیست و باید فرصت گفت‌وگو برای موافق مخالف،‌ منتقد و معترض باشد تا همه حرف شان را بزنند.

 

مهران مدیری هیچ وقت با صداوسیما اختلافی نداشته

 

یحیوی با اشاره به صحبت‌های علی دارابی - معاون سیما - مبنی بر اینکه هنرمند ممنوع‌الکاری در تلویزیون وجود ندارد، گفت: بعضی از این ممنوع‌الکاری‌ها یا کم‌کاری‌ها متأسفانه به فضای اندیشه،‌ رفتارهای فرهنگی و فعالیت اجتماعی هیچ ارتباطی ندارد. شباهت مادرزادی محمود بصیری به رییس جمهور سابق نه برایشان امتیاز است و نه چیز منفی است، واقعا در مورد این اتفاقات آدم نمی‌داند چه بگوید.

 

او درباره دلایل دوری مهران مدیری هنرمندی که بعد چند سال فعالیت در شبکه نمایش خانگی قرار است بار دیگر به تلویزیون بازگردد، ادامه داد: مهران مدیری هیچ‌وقت با سازمان صداوسیما اختلافی نداشته است. در «قهوه تلخ»، تهیه‌کنندگان آن حمید و مجید آقاگلیان سر باکس تبلیغات این مجموعه با تلویزیون اختلاف داشتند و از تلویزیون بیرون آمدند و باکس آگهی‌شان را در دی‌وی‌دی‌هایشان ایجاد کردند و بیشتر از آن باکس آگهی تلویزیون هم پول درآوردند، پس از نظر محاسبات ریالی اشتباه نکردند و از فرصتی که داشتند استفاده کردند و پول بیشتری درآوردند، مهران مدیری هم همراهی کرد.

 

یحیوی ادامه داد: اما مهران مدیری هیچ‌وقت با تلویزیون جنگ نداشته است، هیچ‌وقت از نظر تلویزیون این آدم رانده نشده است، مهران مدیری هیچ‌وقت به تلویزیون فحش نداده است، بعد از آن هم مهران مدیری فکر کرد که این پروژه برای او بیرون از سازمان ادامه خواهد داشت، از آقاگلیان‌ها جدا شد و کارهای بعدی‌اش را ساخت و به آن توفیق‌ها دست پیدا کرد یا نکرد، به هر حال امروز این انگیزه را دارد که به تلویزیون برگردد، تلویزیون هم معلوم است که می‌پذیرد. از این جهت آقای دارابی درست گفته‌اند و هنرمند ممنوع‌الکاری در تلویزیون نداریم.

 

اگر تلویزیون ملی است، شجریان و بیضایی کجا هستند؟

 

این بازیگر با اشاره به هنرمندان دیگری که اجازه فعالیت در تلویزیون را ندارند، گفت: اما از آقای دارابی بپرسیم سهیل محمودی،‌ ساعد باقری، محمدرضا شجریان و بهرام بیضایی کجا هستند، این‌ها چرا حتی اسم‌شان هم روی آنتن صداوسیما نیست، مگر این‌ها آدم‌های شاخص و شناخته شده‌ای در فرهنگ و هنر این سرزمین و روزگار معاصر نیستند. اگر تلویزیون‌ رسانه‌ همه مردم است و اسمش «ملی» است، این افراد هم کسانی‌اند که مخاطبانی دارند و عده‌ای به آن‌ها علاقه دارند و دوست دارند ردشان را جایی پیدا کنند.

 

 

 

این بازیگر با بیان اینکه معاون صداوسیما حرف رندانه‌ای درباره عدم ممنوع‌الکاری هنرمندان در تلویزیون زده است که جای فرار داشته باشد، گفت: آقای دارابی گفتند از طرف ما به عنوان سازمان صداوسیما هیچ ممنوع‌الکاری وجود ندارد، ولی سازمان صداوسیما یک حراستی دارد که هر کس بخواهد آنجا باشد، باید با حراست چک شود. این حراست مأموریت‌های خود را با خط مشی وزارت اطلاعات و سرویس‌های امنیتی مدیریت می‌کند، منظور آقای دارابی این است که این آدم‌ها با سازمان صداوسیما مشکلی ندارند، ولی مشکلات امنیتی، اطلاعاتی دارند که ما از حضورشان معذوریم، وگرنه خود ما با آن‌ها مشکلی نداریم. در حالی که ما داریم از یک رسانه واحد با یک پیکره واحد با یک شخصیت فرهنگی، اجتماعی حرف می‌زنیم، در عرصه فرهنگ و هنر اگر یک نفر متولی است و معتقد است که حضورش تأثیر مستقیم در تعاملات اجتماعی دارد، دیگر نمی‌تواند بگوید من اجازه می‌دهم اما حراست ما اجازه نمی‌دهد.

 

 

یحیوی این اتفاق در صدا و سیما را به اصطلاح شتر - مرغ بودن تشبیه و عنوان کرد: این یعنی هر جا لازم باشد، شتر باشیم و هر جا لازم بود مرغ باشیم. حالا اگر همان حراست یک روز با یک نفر مشکل داشته باشد و تلویزیون او را بخواهد، زمین و زمان به‌ هم دوخته می‌شود، تلفن‌ها زنگ می‌خورد، لابی‌ها انجام می‌شود تا آن آدم برگردد.

 

رضا رشیدپور ...

 

این مجری سابق در ادامه با اشاره به فعالیت و حضور دوباره رضا رشیدپور در صداوسیما در بیان نظرش گفت: رضا رشیدپور دوست و همکار من شبکه ایرانیان را برای آقای مشایی اجرا می‌کند، یک روز دیگر پشت سر آقای روحانی می‌ایستد و میتینگ‌های تبلیغاتی اجرا می‌کند، روز دیگر در یوتیوب به آقای ضرغامی فحش می‌دهد،‌ امروز هم در شبکه نسیم برنامه می‌سازد، من نمی‌فهمم تکلیف چیست.

 

وی ادامه داد: رضا هر قدر برنامه‌ساز خوبی باشد، آدم باهوشی باشد، مجری دوست‌داشتنی باشد، رفیق بامعرفتی برای من در دنیای شخصی باشد، اما این موضع‌گیری فرهنگی،‌ اجتماعی، فکری او را درک نمی‌کنم. من می‌توانم این قضاوت را داشته باشم که رضا پول‌ دوست دارد، هر جا پول بدهند آنجا می‌رود، کار می‌کند. حتما اگر شما این حرف را منتشر کنید، رضا از دست من دلخور می‌شود، به من زنگ می‌زند، می‌گوید چرا این حرف‌ها را زدی، ولی رضای عزیز! این تصویری است که تو از خودت ارایه می‌کنی. گفت: «هر لحظه به شکلی بت عیار درآمد، دل برد و نهان شد» اینکه تصمیم بگیریم که همه این چرخ‌ها را از جهت رضای او بزنیم، ولی بعضی وقت‌ها می‌بینیم خیلی وقت‌ها رضای او در خیلی از این چرخ‌هایی که ما زده‌ایم نیست.

 

دوست داشتم با ضابطیان همکاری می‌کردم

 

او درباره فعالیت برخی دیگر از مجریان که این روزها در صداوسیما فعالیت می‌کنند، گفت: دوستان خوب دیگری دارم که این روزها در تلویزیون با انگیزه و انرژی کار می‌کنند، تلاش می‌کنند با توجه به شرایطی که آنجا هست برنامه بهتری بسازند، منصور ضابطیان «رادیو هفت» را می‌سازد که دوست دارم برنامه‌اش را ببینم، گاهی هم می‌گویم کاش من در تلویزیون بودم و با منصور همکاری می‌کردم.

 

یحیوی تصریح کرد: اصولا شریف بودن یا نبودن آدم‌ها به حضورشان یا عدم حضورشان در تلویزیون ربطی ندارد. من می‌فهمم که منصور ضابطیان امروز رسانه‌ای در اختیارش است که حرف‌های بهتری را می‌تواند آنجا بزند، اما وقتی من می‌بینم در حوزه دیگری این امکان را ندارم و در تلویزیون بودنم تبدیل می‌شود به اینکه مسابقه تلفنی اجرا کنم، حاضر نیستم این کار را انجام دهم.

 

او با بیان اینکه زمانی حاضر است به تلویزیون بیاید که بتواند از کارش دفاع کند، ادامه داد: ما امروز با اشکالات جدی‌تری مواجه هستیم، که گاهی آدم را از بیخ و بن منصرف می‌کند.

 

 

حتی پیامی که مدیران سازمان دوست داشته باشند منتقل نمی‌شود

 

یحیوی با بیان اینکه رسانه ملی امروز به نارسانا تبدیل شده است،‌ گفت: رسانه ملی یک ایراد ماهوی پیدا کرده است، رسانه قرار است پیامی را از آن طرف به این طرف منتقل کند اما هیچ چیزی منتقل نمی‌شود. حتی پیام‌هایی که برای مدیران آن سازمان جذابیت داشته باشد هم دیگر منتقل نمی‌شود، برای اینکه رسانه ناکارآمد شده است.

 

یحیوی در پاسخ به این پرسش که آیا حاضر است با این اوصاف به تلویزیون برگردد، گفت: اگر امکان اجرای کار خوب باشد، حتما برمی‌گردم، شاید اینکار را بهتر از هر کار دیگری در دنیا بلد باشم. من سال‌هایی را گذراندم که با اعصاب، وقت و پول مردم آزمون و خطاهایم را گذرانده بودم. تازه احساس می‌کردم به حد نصابی از بلوغ در کارم رسیدم، من امسال 40 ساله شده‌ام، ولی از 21 سالگی جلوی دوربین بودم،‌ حتما این آدم 40 ساله عاقل‌تر، عمیق‌تر و داناتر نسبت به آن روز خودش شده است.

 

چیزهایی به غیر از آنچه صداوسیما یاد داد، یاد گرفتم

 

وی افزود: اتفاقا الان روزهای کار کردن و ثمر دادن من است و چون از دنیای فرهنگ و هنر اخراج نشده‌ام، می‌روم در تئاتر و سینما کار می‌کنم، شعرهایم را جمع و جور می‌کنم، عکس می‌گیرم، سعی می‌کنم در همین حوزه‌هایی که کار بلدم، زندگی و تجربه کنم و خودم را پخته‌تر و آموخته‌تر کنم، ولی رسانه‌ای که برای من این همه هزینه کرده است تا کاری را یاد بگیرم، امروز از من بهره‌ای نمی‌برد. من فراتر از آن چیزهایی که تلویزیون به من یاد، چیزهای دیگری یاد گرفتم و شاید از نظر تلویزیون همین چیزهای دیگری که من یاد گرفتم اضافه است.

 

یحیوی با بیان اینکه چیزهایی که خارج از صدا و سیما یاد گرفته است، تصریح کرد: من یاد گرفتم با مردم واقعی حرف بزنم و برخورد کنم، شاید این را تلویزیون هیچ وقت از من نپذیرد. من یاد گرفتم اگر برنامه اجتماعی می‌سازم، مستنداتی از دل اجتماع داشته باشم، نه در تخیل خودم فکر کنم مردم اینگونه زندگی می‌کنند پس بروم درباره آن برنامه بسازم.

 

رسانه ملی بازنده بزرگ در جنگ رسانه‌ای است

 

این هنرمند تئاتر درباره اینکه آیا در چند سالی که از تلویزیون دور بوده است، مخاطب این رسانه بوده است یا نه، گفت: مخاطب تلویزیون نیستم، فقط تک برنامه‌هایی مثل فوتبال‌ها که تولید صداوسیما نیست یا برنامه منصور ضابطیان را می‌بینم، شاید در هفته پنج ساعت تلویزیون ببینم که چهار ساعت‌اش فوتبال است.

 

این مجری سابق درباره وضعیت صداوسیما در رقابت با رسانه‌های دیگر تصریح کرد: تلویزیون ما امروز یک بازنده بزرگ در جنگ رسانه‌ای است و در رقابت رسانه‌ای ته صف است. دلیلش هم این است که اساسا رسانه فراتر از مرز، زمان، مکان، ملیت و جغرافیا پیامی را منتقل می‌کند، حرفی را انتشار می‌دهد که برای انسان آگاه و عاقل امروز که درباره تفسیرهای پلان یک فیلم فکر می‌کند جایزه تمدن است اما بعد ما می‌گوییم این آدم‌ صلاحیت برخورد با هر تصویر، شنیدن هر خبر و منتقل شدن هر پیامی را ندارد و ما باید بگوییم چه پیام‌ها را دریافت کند و چه پیام‌هایی را دریافت نکند. بعد یک رسانه‌ ایدئولوژیک تعریف می‌کنیم و هر چیزی که خارج از این ایدئولوژی باشد حذف می‌شود.


موضوعات مرتبط: سیدجواد یحیوی(مجری/بازیگر)

تاريخ : 93/05/29 | | نویسنده : تماشا |
بعد از 20 سال، واحدی دوباره به این برنامه برگشته و دارد بخش‌هایی از سفرهای دهه هفتادش را نشان می‌دهد و خاطراتش را نقل می‌کند.
 

«صبح‌بخیر ایران» اولین تجربه برنامه‌سازی صبحگاهی برای صداوسیمای ملی بود. برنامه‌ای که از شهریور 73 پخشش شروع شد و در عرض مدت کمی توانست حسابی در میان مردم جا باز کند. یکی از بخش‌های جذاب این برنامه اجرای شاد و شنگول و پر از انرژی «اقبال واحدی» بود که شیوه‌ای جدید در نوع اجرای برنامه‌های زنده از خودش ارائه کرد. برای مردم، بیدار شدن ساعت 5:45 صبح با صدای جیغ‌مانند واحدی خیلی جذاب شده بود! عامیانه حرف زدن و استفاده نکردن از کلمه‌های قلنبه سلمبه یکی از خصوصیات اجرای او بود. از همان زمان‌ها واحدی به عنوان مجری محبوب سیما حسابی در میان مردم جاباز کرد. همین باعث شد چند سال بعد برنامه سفرهای او با نام «سفرنامه صبا» شکل بگیرد که واحدی به همراه گروه تلویزیونی به همه نقاط ایران سفر می‌کرد و علاوه بر نشان دادن نقاط دیدنی ایران، بدون‌پرده با مردم حرف می‌زد، اتفاقی که برای تلویزیون بسیار بی‌نظیر بود. خاطرات این سفرها اسفند سال گذشته با قلم خود واحدی روانه بازار کتاب شد. گرچه صبح بخیر ایران الان دیگر شباهتی به گذشته‌ها ندارد اما، بعد از 20 سال، واحدی دوباره به این برنامه برگشته و دارد بخش‌هایی از سفرهای دهه هفتادش را نشان می‌دهد و خاطراتش را نقل می‌کند! همین بهانه‌ای شد تا سراغ او برویم و درباره زندگی کاری‌اش بپرسیم.

 

چرا دارید تکه‌هایی از برنامه‌های دهه هفتاد صبح بخیر ایران را نشان می‌دهید و خاطره تعریف می‌کنید؟ اصلا ایده این کار از کجا شکل گرفت؟

مردم خیلی مشتاق هستند که فیلم‌های گذشته را ببینند. مخصوصا آنهایی را که خودشان هم در آن بودند. خیلی درخواست‌کننده برای پخش آن برنامه‌ها وجود داشت. خیلی از برنامه‌های قدیم تازگی خودش را هنوز حفظ کرده و بیننده جدید هم با آن ارتباط برقرار می‌کند. از طرف دیگر خود برنامه‌سازان خیلی دوست داشتند این برنامه‌ها را ادامه دهیم. من هم گفتم اگر فرمش تغییر می‌کند این کار را انجام می‌دهیم وگرنه اگر فرم تغییری نکند و مثل سابق باشد مثل همان برنامه‌های قبل می‌شود. حالا هم داریم گذشته را پخش می‌کنیم که به جایی برسیم که با طرح جدید که یک سفر دسته‌جمعی است بتوانیم کار را ادامه دهیم.

پس یعنی قرار است این سفرها از سر گرفته شود؟

بله البته به صورت مشارکت با مردم؛ یعنی می‌خواهیم تورهای گردشگری راه بیاندازیم که در این تورها با مدیریت خود من افرادی را به گردش می‌بریم. مثلا مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها با نوه‌هایشان یا مثلا زوج‌های جوانی که زیر ۶ ماه است ازدواج کرده‌اند یا از این دست افراد. اینها را به جاهایی می‌بریم که آثار تاریخی دارند؛ تا هم آنها تفریحی داشته باشند و هم سفرشان به صورت گزارش تلویزیونی پخش شود.

چرا اینقدر آن سفرها برای مردم جذاب بود؟

چون جاهایی رفتیم که خیلی‌ها نرفته‌اند. مردم بدون واسطه با دوربین روبرو بودند و می‌توانستند حرف‌هایشان را بزنند. اتفاقاتی که در شهرستان‌ها و روستاها رخ می‌داد پخش می‌کردیم. اینها دست به دست هم می‌داد که برنامه جذابی تولید شود. آن زمان رقیب خاصی نداشتیم. تعداد شبکه‌ها و برنامه‌ها هم کم‌تر بود.

می‌گویید مردم بدون واسطه مقابل دوربین قرار می‌گرفتند و حرفشان را می‌زدند. از میان این حرف ها ممکن بود بعضی‌هایشان با قوانین سازمان صداوسیما نخواند و قابلیت پخش نداشته باشند ولی به هر حال پخش می‌شدن. چطور سازمان چنین طرحی را قبول کرد؟

معمولا مشکلی پیش نمی‌آمد. هیچ وقت هم اتفاقی نیفتاد و ما توانستیم ۱۰-۱۵ سال با همین سفرها در کنار مردم باشیم و هیچ کسی هم نگفت چرا!

اینها درست ولی می‌خواهم بدانم سازمان چطور به شما اعتماد کرد؟ چون تا قبل از آن چنین برنامه‌ای ساخته نشده بود و این تجربه اولین بار در صبح بخیر ایران و توسط شما شکل گرفت.

به‌خاطر اینکه ما شناخته شده بودیم و ضمنا سازمان به همه اعتماد می‌کند. البته به شرطی که فرد بتواند کار را به خوبی انجام دهد و چیزی باشد که مردم با آن ارتباط خوبی برقرار کنند. ضمن اینکه ما مردم را می‌شناختیم و ارتباط مردمی‌مان خوب بود. بعضی مواقع هم حرفی زده می‌شد که شاید مورد داشت ولی ما خیلی اهمیت نمی‌دادیم. تلویزیون هم ایراد نمی‌گرفت.

http://cms.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/01/01/635310120356778995.jpg

چطور نمی‌گرفت؟!

چون مشکلی پیش نمی‌آمد. ما هم می‌دانستیم دوربین را کجا ببریم. مسئولان سازمان هم می‌دانستند که ما حدمان را می‌شناختیم و می‌دانستیم چه کنیم. حرفه‌ای بودن یعنی همین!

یعنی الان هرکی به سازمان وارد شود و بگوید می‌خواهد چنین کاری انجام دهد، راحت تلویزیون به او امکانات می‌دهد و اعتماد می‌کند؟!

اگر طرح پخته‌ای داشته باشد و تکراری نباشد، چرا که نه.

شما خودتان چطور وارد سازمان شدید؟

من از پشت صحنه شروع کردم، فیلمبرداری و عکاسی و تدوین و کارهای فنی. برای برنامه صبح بخیر ایران هم خیلی ناخواسته به عنوان مجری وارد شدم. از افراد مختلفی تست گرفتیم ولی نتوانستیم آن چیزی را که می‌خواهم پیدا کنیم.

یعنی پارتی داشتید؟

نه. ولی وقتی گروهی وارد کاری می‌شود معمولا کسانی را که از نظر کاری می‌شناسد دعوت به کار می‌کند. الان مثلا اگر من در کارهایم فیلمبردار بخواهم، حتما از کسانی دعوت به کار می‌کنم که قبلا با آنها کار کرده‌ام و کارشان را می‌شناسم.

پس یعنی شما هم از طریق دوستانتان وارد تلویزیون شدید!

بله. ما در جاهای دیگر با هم همکار بودیم و وقتی آنها وارد این کار شدند از من هم دعوت به همکاری کردند.

اگر اشتباه نکنم صبح به خیر ایران اولین کار اجرای شما نبود. درست است؟

بله. من قبلش در برنامه کودک کار می‌کردم و بعد وارد برنامه صبح بخیر ایران شدم. با بچه‌هایی که در صبح به خیر ایران کار می‌کردند خیلی با هم رفیق بودیم و کار می‌کردیم. بعد که این برنامه طراحی شد خودمان آن را دست گرفتیم.

نظرتان درباره مجری‌های جدید چیست؟ به‌نظر می‌رسد از میان چهره‌های جدید هنوز چهره ماندگاری متولد نشده است...

الان احسان علیخانی و یکی دو نفر دیگر خیلی خوب توانسته‌اند کار کنند و حسابی طرفدار پیدا کرده‌اند. ولی کلا ستاره‌سازی سخت‌تر شده. چون تعداد شبکه‌ها بیشتر شده و بیشتر افراد تازه‌وارد فن جدیدی برای عرضه ندارند. اگر مجری‌ای تکنیک جدیدی ارائه کند حتما مورد قبول عام قرار می‌گیرد.

منظورتان این است که خیلی مقلد هستند؟

بله آفرین. دقیقا همینطور شده‌اند. معمولا نمی‌توانند ارتباط خوبی با بیننده برقرار کنند. یعنی بیننده فکر می‌کند شیوه اجرای آنها را قبلا هم دیده. ولی من فکر می‌کنم به هرحال باید به همینها اعتماد کرد و جا را برایشان باز گذاشت.

اما در گذشته راحت‌تر می‌شد وارد تلویزیون شد. نه؟

بله. الان مخصوصا روی مدارک خیلی حساس هستند که حتما بالاتر از لیسانس باشند. بعضی‌ها شاید از نظر مدرک تحصیلی خیلی بالا نباشند اما از لحاظ اطلاعات عمومی و سطح معلومات خیلی بالا باشند. خیلی چیزها دست به دست هم داده‌اند و کمی ورود سخت‌تر شده. به جوان‌ها باید اعتماد شود. آن زمان خیلی به مدرک گیر نمی‌دادند، بیشتر معدل کار برایشان اهمیت داشت. مثلا اگر نویسنده‌ای قلمی خوبی داشت دیگر به مدرکش توجه خاصی نمی‌شد.

غیر از کار تلویزیونی بیزینس دیگری هم دارید؟ چون الان کمتر در تلویزیون دیده می‌شوید...

من هر وقت اراده کنم می‌توانم برنامه داشته باشم منتها الان دیگر خودم خیلی توان کار کردن ندارم. من موسسه فرهنگی و هنری دارم که در آن به تولید فیلم می‌پردازم. با سازمان‌های مختلف همکاری می‌کنیم. تقریبا 6-7 سال است که این موسسه را راه انداخته‌ام.

یعنی اگر کار تلویزیونی هم نکنید از این موسسه درآمد خوبی دارید؟

بله، خوب است. من خودم تدوینگر و فیلمبردار هستم. خیلی کارها را خودم انجام می‌دهم.


موضوعات مرتبط: سید محمدعلی واحدی(مجری)

تاريخ : 93/05/29 | | نویسنده : تماشا |

جمعی از هنرمندان با حضور در نمايش «زورو محاکمه مي شود» به کارگرداني شايان افکاري، با تنها بازيگر اين نمايش عکس يادگاري انداختند. لاله اسکندري، شقايق دهقان، گلاره عباسي و آزاده نامداري از چهره هايي بودند که از اين نمايش ديدن کردند. احسان کرمي به عنوان تنها بازيگر اين نمايش که از اول مرداد امسال در سالن گوشه فرهنگسراي نياوران روي صحنه است، هنرنمايي مي کند.
 


موضوعات مرتبط: آزاده نامداری(مجری) ، لاله اسکندری(بازیگر) ، احسان کرمی(مجری)

تاريخ : 93/05/26 | | نویسنده : تماشا |

مجری «پایان ناباروری»:

خیلی مسائل عادی شده، راحت‌تر می‌توانیم حرف بزنیم

886.JPG

مجری برنامه «پایان ناباروری» درباره‌ی حساسیت‌های ایجاد شده در برنامه‌اش گفت: پیش از پخش برنامه نگرانی‌های زیادی برای عکس‌العمل‌های مردم داشتم اما خدا را شکر به قدری استقبال‌ها از برنامه و درک موضوع خوب بود که نگرانی‌ام کاملا برطرف شد.

 

 

فائزه نعمتی درخصوص حساس بودن موضوع برنامه «پایان ناباروری» در آنتن زنده تلویزیون، توضیح داد: همیشه به عنوان مجری معتقدم در یک برنامه هرچقدر هم موضوع حساس باشد وقتی همه چیز خوب مطرح شود و در عین حال از اصلاحات علمی درست استفاده کنیم، با رعایت کردن برخی مسائل، مشکلی پیش نخواهد آمد و بیننده خودش متوجه می‌شود که برنامه کاملا جدی است؛ ضمن اینکه خیلی مسائل در جامعه نسبت به قبل عادی شده‌اند و دیگر محدودیت نداریم و راحت‌تر می‌توانیم در تلویزیون حرف بزنیم.

 

وی در عین حال به بازخوردهای برنامه «پایان ناباروری» اشاره کرد و گفت: تاکنون شش قسمت از برنامه از شبکه چهار پخش شده است و خدا را شکر بازخوردها خوب است و حتی بیش از حد تصورمان از برنامه استقبال شده است؛ این در حالی است که معمولا بینندگان شبکه چهار تعدادشان کم است ولی از این برنامه استقبال فراوانی می‌شود و بینندگان به راحتی مشکلاتشان را از طریق پیامک و تلفن با ما در میان می‌گذارند.

پایان ناباروری

 

 

او ادامه داد: ناباروری از جمله مشکلاتی است که در جامعه وجود دارد و شاید خانواده‌های زیادی درگیر این مشکل باشند و متاسفانه هزینه‌های درمان این مشکل خیلی بالاست، اگر بشود کمی بودجه، توجه و همچنین هماهنگ کردن بیمه‌های افرادی که این مشکل را دارند از سوی مسئولان ذی‌ربط پایین‌تر بیاید و بیشتر به افرادی که دچار این مشکل هستند توجه شود، اتفاق خوبی خواهد افتاد.

 

مجری «پایان ناباروری» درباره منبع اصلی‌ برنامه بیان کرد: برای گرفتن اطلاعات کامل‌تر و به روز با پژوهشکده ابن سینا در ارتباط هستیم. از همان ابتدا هم پژوهشکده ابن سینا بود که این موضوع را برای یک برنامه تلویزیونی پیشنهاد داد ولی در برنامه از پزشکان آقا و خانم در کنار هم استفاده می‌کنیم اما در کل بیشتر پزشکان خانم در برنامه حضور دارند.

 

نعمتی در بخشی دیگر به پرداخت موضوعات علمی و پزشکی در قاب تلویزیون و تاثیرگذاری آن‌ها اشاره کرد و گفت: چند سالی است که در مقام مجری، برنامه‌های علمی و پزشکی را در تلویزیون اجرا می‌کنم. مدتی است که در برنامه‌های تلویزیون به مباحثی چون زنان پرداخته می‌شود که به نظرم تاثیرگذاری خوبی دارند و افراد با خیلی مسائلی که نمی‌دانند آشنا می‌شوند بنابراین از همان ابتدا هم قصدمان این بود که با پرداخت به مساله ناباروری به یک برنامه جامع و کامل برسیم که در نهایت به «پایان ناباروری» رسیدیم. ما در بخشی از این برنامه برای ایجاد جذابیت برخی تصاویر مربوط به موضوع برنامه را به شکل انیمیشن درآورده‌ایم و به شکل آیتمی برای بینندگان پخش می‌کنیم.

 

وی که اجرای برنامه‌هایی چون «دکتر سلام» و «کارنامه» را نیز برعهده دارد، در پایان اظهار کرد: «دکتر سلام» هم یکی دیگر از برنامه پزشکی شبکه آموزش است که تاکنون برنامه موفقی از آب درآمده است؛ چرا که مباحث روز پزشکی در برنامه بررسی می‌شوند. مردم تا به حال «دکتر سلام» را دوست داشتند به همین خاطر من هم نسبت به این برنامه حس خوبی دارم. «دکتر سلام» به عنوان یک برنامه پزشکی می‌تواند برای مردم مفید باشد به ویژه برای افرادی که در روستاها زندگی می‌کنند و دسترسی آسانی به پزشک ندارند؛ بنابراین با دنبال کردن «دکتر سلام» می‌توانند کاملا آگاه شوند. پوست‌، زنان و طب سوزنی از پرمخاطب‌ترین موضوعات «دکتر سلام» هستند.

 

برنامه «پایان ناباروری» هر هفته ساعت 19 عصر به شکل زنده از شبکه چهار سیما به روی آنتن می‌رود.این برنامه توسط سعید مشایخی تهیه شده است.


موضوعات مرتبط: فائزه نعمتی(مجری)

تاريخ : 93/05/26 | | نویسنده : تماشا |

 

جوابیه آزاده نامداری را به یادداشت "فرزادحسنی:الو...من دارم عروسی میکنم!" به صورت تلفنی اتفاق افتاد را اینجا بخوانید:

«من یادداشت شما را دیدم، به نظرم خیلی یک طرفه به قاضی رفته بودید. روی سخن من با آقای حمید فراهانی راد است که دوست مشترک من و فرزاد حسنی است. ایشان اگر دوست فرزاد است، طبعا دوست من نیز بوده و باید جواب سوال هایی که در آن متن از من پرسیده بودند را نیز منتشر کنند تا قضاوت عادلانه ای اتفاق افتاده باشد.

مصاحبه من با روزنامه صبا موجود است، اگر متن مصاحبه ام را کامل خوانده باشید، می بینید آنجا نه اسمی از کسی برده ام و نه به اتفاق خاصی اشاره کرده ام. آنجا قرار بود درباره عشق، فلسفه زندگی و دنیا صحبت کنیم که همه این موضوعات از علاقه مندی های شخصی ام است. هیچ وقت درباره کسی صحبت نکرده ام و خاصه در این گفتگو هم در مورد جدایی ام حرفی به میان نیاوردم. اما رسانه های مختلف به واسطه استنباط شخصی شان و با تیتر «آزاده نامداری طلاقش را پذیرفت!» بازتاب عجیبی به این اتفاق دادند، در حالی که هیچ کجای مصاحبه من چنین حرفی زده نشده بود.

آزاده نامداری در ادامه گفت: «دومین نکته ای که لازم است بگویم این است که بسیار به اینکه ما باید آدم های راستگو و صادقی باشیم معتقدم. یادم است یک روز شقایق دهقان به تلویزیون آمده بود و روی آنتن گفت من یک نامادری ام. با اینکه نامادری بودن را در جامعه ما نمی پذیرند، اما شقایق دهقان با شهامت زیاد این موضوع را مطرح کرد و بعید می دانم بعد از این اتفاق هم ذره ای به محبوبیت یا جایگاهش در میان مردم لطمه ای وارد شده باشد. او با مردمش صادق بود و به نظرم بهترین کار ممکن را انجام داد. اصولا لاپوشانی یا دروغ گفتن اذیتم می کند و نمی توانم بار سنگین دروغ را روی دوشم تحمل کنم. من به هر محفل هنری از جمله تئاتر، سینما یا کنسرت که می رفتم می گفتند «به فرزاد سلام برسان!» اما مگر چقدر می توانم این مسئله را از همه قایم کنم و بگویم «چشم، سلام می رسانم!» من تحمل این بار سنگین دروغ را ندارم. من یک زن کاملا سنتی ایرانی هستم و در مرام و ادبیات خودم و خانواده ام نیست که بروم جار بزنم «من جدا شده ام.» هرگز دوست نداشتم این اتفاق تا این حد بازتاب رسانه ای داشته باشد، اما به قول شهاب حسینی «یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایان است.»

تعجبم از این است که فضای رسانه ای مان چقدر آمادگی ذهنی داشت که بعد از انتشار گفتگوی من با روزنامه صبا این هجمه رسانه ای اتفاق افتاد و انگار همه آماده بودند این خبر را منتشر کنند، در حالی که به هیچ وجه به صورت مستقیم این خبر را اعلام نکردم.

آزاده نامداری در پاسخ به این سوال که آیا مدیران صداوسیما از جدایی این دو مجری و بازتاب زیاد رسانه ای اش عصبانی هستند یا خیر نیز گفت: «مدیران سازمان برای چه باید ناراحت باشند؟! هر کدام از آنها از من درباره این اتفاق بپرسد، می نشینم و داستان را برایش تعریف می کنم و آنها حتما درک خواهند کرد. تا این لحظه که هیچ کدام از مدیران سازمان صداوسیما به این مسئله واکنشی نشان نداده اند و به نظرم دلیلی برای ناراحتی شان وجود ندارد.»

آزاده نامداری در پایان گفتگوی تلفنی اش گفت: «امیدوارم همه شرایط حال حاضر من را درک کنند و بیشتر از این به اتفاقات اخیر دامن نزنند. اصلا چرا باید هر کسی از این شرایط با استنباط شخصی اش داستان درست کند؟!»


موضوعات مرتبط: آزاده نامداری(مجری) ، فرزاد حسنی(مجری)

تاريخ : 93/05/25 | | نویسنده : تماشا |
روایت خبرنگاری که اولین بار خبر ازدواج فرزاد حسنی و آزاده نامداری را رسانه ای کرد

هیچ وقت اون روزی که شماره فرزاد حسنی روی تلفنم افتاد رو فراموش نمی کنم؛ البته نه اینکه قبلش با هم ارتباط نداشتیم ها نه، ولی اون روز یه انرژی و هیجان دیگه ای تو صداش بود. (اصولا خیلی کم پیش میاد فرزاد از اتفاقی هیجان زده شه!) وقتی گفت داداش دارم ازدواج می کنم رو هیچ وقت یادم نمی ره. اولش فکر می کردم داره شوخی می کنه، چون تو ذهن خودم همیشه فرزاد رو پسر مستقلی می دیدم و بعید می دونستم از مجرد بودنش ناراضی باشه، ولی اون روز تمام تصوراتم نسبت بهش عوض شد.

b2ap3_thumbnail_48749_139.jpgبه من گفت به خاطر اینکه رسانه ها استنباط و متن شخصی شون رو ننویسن، دوست دارم خودت یه متن خوشگل واسه ازدواج من و آزاده بنویسی و منتشر کنی. از اونجایی که شخصا علاقه زیادی به فرزاد دارم، با ذوق تمام شروع کردم به نوشتن متن ازدواج غیرمنتظره اش با آزاده نامداری. آنقدر برایشان خوشحال بودم که خواب از سرم پریده بود و چون خودِ فرزاد به شدت اهل قلمه، باید متنی می نوشتم که به دلش می نشست و بعد از تاییدش اون رو برای انتشار به رسانه ها می فرستادم.

خلاصه اولین بار متن ازدواج رسمی فرزاد حسنی و آزاده نامداری رو در روزنامه تماشا منتشر کردم که حسابی سروصدا کرد. چند روز بعدش هم که به یکی از خیابان های غربی تهران رفتم و فرزاد که اون روز حلقه دست چپش بدجوری تو چشم می زد، یک فلش بهم داد تا عکس های مراسم عقدشون در جماران رو به همراه عکس های یادگاری شان با حاج حسن خمینی منتشر کنم. نمی تونم فراموش کنم حساسیت های عجیب فرزاد در شب نوشتن روایت مراسم عقدشون تو جماران رو. اون شب فرزاد خان حسنی برای اینکه متنی شایسته مراسم عقدشون در محضر حاج حسن خمینی منتشر شود، تا 12 شب من رو تو دفتر تحریریه نگه داشت و بالاخره تایید متن رو ازش گرفتم و برای چاپ تو روزنامه تماشا فرستادم. بیاین گوشه ای از متن مراسم عقدشون رو با هم مرور کنیم: « پنج شنبه 6 تيرماه 1392؛ ساعت 11 صبح؛ كوچه پس كوچه هاي جماران براي رقم خوردن اتفاقي بزرگ لحظه شماري مي كنند. اينجا ميزبان كسانيست كه سال ها برايمان حرف زده اند، اجرا كرده اند و حتي بعضي وقت ها از حقوق مان دفاع كرده اند. «فرزاد حسني» و «آزاده نامداري» پنج شنبه به جماران رفتند تا حاج سيدحسن خميني نوه به تعبير داماد «آن تير مُراد»‌ خطبه عقدشان را جاري كند تا رسما همسر يكديگر شوند.

فرزاد حسني و آزاده نامداري به همراه خانواده هايشان وارد حسينيه جماران ميعادگاه عاشقان روح الله شدند و بعد از دقايقي جهت جاري شدن صيغه عقد به دفتر حجت الاسلام حاج سيدحسين خميني وارد شدند. فرزاد حسني و آزاده نامداري كه دلشان پر از شوق و دلهره بود، دقايقي بعد با حاج سيدحسن خميني روبه رو شدند و بعد از ورود ايشان و خوشرويي هميشگي شان كه موروثي حضرت امام (ره) است، حاج سيدحسن خميني ابتدا به خوش و بش با فرزاد حسني پرداخت و از او درباره مشغوليت هاي اين روزهايش پرسيد كه آقا داماد توضيحاتي درباره مجموعه رالي ايراني به تهيه كنندگي سعيد ابوطالب خدمت ايشان ارائه كرد. حجت الاسلام سيدحسن خميني سپس با آزاده نامداري سلام و عليك كرد و درباره مشغوليت هاي اين روزهاي او پرسيد كه مشخص شد عروس خانم اين روزهاي تلويزيون ايران، مشغول تحصيل در رشته روانشناسي است.

بعد از چند دقيقه اي مراسم عقد اين دو مجري تواناي تلويزيون آغاز شد؛‌ حاج سيدحسن خميني وكالت آزاده نامداري را برعهده گرفت و حاج آقا رحماني وكيل فرزاد حسني شد تا اين مراسم با شكوه ويژه اي انجام شود. بعد از جاري شدن خطبه عقد با لحن زيبا و روحاني حجت السلام سيدحسن خميني، ايشان فرمودند: «انشالله كه خداوند اين ازدواج را براي اين دو جوان امروز ما مبارك گرداند و درهاي رحمت و خير و بركت خود را به روي اين خانواده تازه شكل گرفته باز كند. انشالله خداوند دل هاي اين دو جوان را روز به روز به هم با محبت تر قرار دهد و صفا و صميميت را بزرگ ترين سرمايه زندگي آقا فرزاد و آزاده خانم نمايد. انشالله خداوند محبت پيامبر (ص) و اهل بيتش را سرمايه هميشگي اين خانواده گرداند و اين ازدواج را باعث اتمام رحمت، اكمال نعمت و وسعت رزق قرار دهد. انشالله خداوند فرزند صالحي به ايشان عطا كند كه نور چشم خود و خانواده هايشان باشد و سربازان خوبي براي امام زمان باشند. اميدوارم اين ازدواج طولاني و همچنين زندگي توام با خلوص نصيب شان كند.» حالا اما سه ماهی از جدایی بی سروصدای فرزاد حسنی و آزاده نامداری می گذره. اهالی مطبوعات و رسانه همگی در جریان این اتفاق تلخ بودن، اما هیچ کس به حرمت حفظ حریم شخصی آنها دست به قلم نبرد و به قول رسانه چی ها گفتیم داستان رو زیر سیبیلی رد کنیم! ولی دو روز پیش آزاده نامداری با گفتگویی جنجالی همه چیز رو رسانه ای و رسما خبر جدایی اش از فرزاد حسنی رو اعلام کرد. شنیدن این خبر همان سه ماه پیش آنقدر تلخ بود که چند روزی بهش فکر می کردم. آنقدر تلخ که حتی رویم نمی شد به فرزاد زنگ بزنم و دلداریش بدم. اصلا باورم نمی شد اون همه هیجان و ذوق یکدفعه و قبل از اینکه حتی زیر یک سقف بروند در نطفه خفه شود و تبدیل به یک حسرت بزرگ در زندگی هردویشان شود.

تنها یک سوال از آزاده نامداری دارم؛ خانم نامداری... شما که می دانستی بهتر است این آتش زیر خاکستر و محرمانه بماند، چرا اینگونه خبر طلاق تان را رسانه ای کردید؟ مگر نه اینکه شما مجری تلویزیونی هستید که میلیون ها بیننده پای حرف هایتان می نشینند، بهتان اعتماد می کنند و شما و همکارانتان را الگوی زندگیشان قرار می دهند؟ چرا فرزاد با آن زبان نیش دار و تند و البته بی پروایش (که بارها و بارها چوبش را خورده)، قفل سکوت به زبانش زده و لام تا کام حرف نمی زند؟ اینکه همیشه چهره های سرشناس از مطبوعاتی ها شاکی اند که چرا در زندگی ما سرک می کشید را همه می دانیم، پس چطور شد شما این بار خودت پیش قدم شدی؟ چطور می شود یک زن ایرانی با این صراحت و بی هیچ ابایی در حرف هایش بگوید «قبل از اینکه همسر کسی باشم، مجری تلویزیونم!» خانم نامداری... یعنی مجری بودن در تلویزیون اینقدر با ارزش تر از همسر یک مرد ایرانی بودن است؟ منِ مخاطب دیگر چگونه می توانم پای حرف های شما در تلویزیون بنشینم و شما از راز و رمز موفقیت و اصالت یک زن ایرانی برایمان حرف بزنید و از خانه داری و همسرداری یک زن برایمان بگویید؟

شخصا از فرزاد حسنی به خاطر سکوت معنادارش بعد از انتشار گفتگوی جنجالی آزاده نامداری تشکر می کنم که حداقل با قفل زدن به زبانش اجازه نداد بیشتر از این حیثیت و حرمت صداوسیمای ایران از بین برود. خانم نامداری... من نمی دانم در زندگی خصوصی شما دو نفر چه اتفاقاتی افتاده است، اصلا هم نه به من و نه به هیچ کسی در این کُره خاکی ارتباطی ندارد، اما از شما که به واسطه آنتن تلویزیون ایران تبدیل به یک چهره سرشناس شده اید انتظار می رفت کمی دقیق تر به حساسیت جایگاه تان و بازتاب منفی انتشار حرف هایتان فکر می کردید و بعد تصمیم می گرفتید.

من به واسطه دوستی با فرزاد حسنی و صحبت های چند روز اخیرمان با صراحت می گویم او به شدت ناراحت است و البته ما همه متعجبیم از این همه عجولانه رفتار کردن شما. خانم نامداری... دیگر همه می دانیم خیلی از چهره ها که شهرت شان هم اندازه شما یا بیشتر هم هست، از همسرشان جدا شده اند اما هنوز یا شاید هم تا ابد این اتفاق تلخ را در بوق و کرنا نمی کنند و با مطمئن باشید هیچ گاه با افتخار از آن حرف نمی زنند.

امیدوارم دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست در میان اهالی هنر نباشیم تا هر کسی که از راه می رسد به خودش جرات ندهد بگوید فضای این عالم مسموم و ناسالم است.


موضوعات مرتبط: آزاده نامداری(مجری) ، فرزاد حسنی(مجری)

تاريخ : 93/05/25 | | نویسنده : تماشا |

با مجری زن تلویزیون که انتشار خبر جدایی اش از فرزاد حسنی شهر را بهم ریخت

آزاده نامداری: قبل از اینکه همسر کسی باشم، مجری تلویزیونم!

این گفتگو برای من که روبه‌روی دوستی نشستم که تقریباً یک سال و اندی مصاحبه نکرده و در این مدت فراز و نشیب‌های زیادی را گذرانده، گفتگوی خیلی سختی بود. واهمه هر دوی ما هم از این بود که مبادا به گفت‌ و شنودی سطحی و صرفاً حاشیه‌ای برسیم، اما این اتفاق خوشبختانه نیفتاد. از‌‌ همان ابتدای بحث رفتیم به سمت و سویی که نامداری تا به الان درباره‌اش حرف نزده بود. از عشق و رابطه شروع کردیم و رسیدیم به تلویزیون و مردم و دانشگاه و البته مهم‌ترین سؤال‌های مردم از زندگی شخصی این هنرمند. به همین خاطر خواندن این گفتگو را به شما توصیه می‌کنیم. این شما و این آزاده نامداری و حال و هوایش در قلب تابستان 93.

 

 تو تقریباً یک سال و اندی ست که مصاحبه نکردی و امروز ما باهم اینجا نشستیم تا تمام این یک سال و اندی با تمام خوب و بدهایش تحلیل کنیم و درباره اش حرف بزنیم. قطعاً مخاطبان تو دوست دارند بدانند الان و در مرداد 93 حال آزاده نامداری چطور است؟ به تعبیری حالت چه مزه ای ست؟

خیلی ملس... یک چیزی بین خوبی و بدی. یک کسی چند روز پیش به من گفت آزاده تو چقدر بزرگ تر شدی. راست می گفت من پاییز امسال  سی ساله می شوم اما احساس می کنم درحال حاضر خیلی بیشتر از سی ساله ها می فهمم. این نمی تواند خوب یا بد باشد اما یک کودکانه گی وجود دارد که آدم دوست ندارد آن را هیچ وقت از دست بدهد اما من در حال حاضر حس می کنم آنها را از دست دادم. الان دارم فکر می کنم چی دوباره می تواند من را خیلی خوشحال و هیجان زده کند؟ و پاسخ این سوال را با تامل به دست می آورم. اما راجع به  طعمم باید بگویم الان طعم من طعم یک آدم سی ساله نیست، طعم شصت سالگی را از خودم حس می کنم. تشخیصم الان از آدمها خیلی بیشتر از سی ساله هاست. اما در کل حالم خوب است و به دوستانم از همین جا می گویم اصلاً نگران من نباشید، حالم خوبه!

این حرف ها به معنای این است که دیگر تمام عزمت را جزم کردی که در هیچ زمینه ای اشتباه نکنی؟ چون آن کودکانه گی همراه آدم است که من را مجاب می کند اشتباه کنم و تو می گویی آن را از دست دادی.

نه ؛ من دارای کاراکتری هستم که اشتباه کردم و اشتباه زیاد می کنم و متاسفانه فعل خواهم کرد را هم می توان به آن اضافه کرد. چون اشتباه کردن را جزو حقوقم می دانم. من اشتباه می کنم و می گویم دوست داشتم که این کار را انجام بدهم، می خواستم ببینم چه جوریه؟! در علم روان شناسی به این جور آدمها می گویند فلانی آدم «های ریسک»ی است و من هم جزو همین دسته هستم. دویدن، نشستن، شکست خوردن و دوباره پاشدن جزیی از زندگی من است.

وقت هایی در زندگی هست که آدم حس می کند به یک سکوت عاطفی رسیده و دوست ندارد دیگر کسی را دوست داشته باشد. شده که خالی از عشق بشوی؟

سکوت عاطفی یک بخشی از زندگی هرکسی است اما زندگی بدون عشق امیدوارم برای هیچ کسی پیش نیاید. این عشق می تواند مادرت باشد و برای تو دلیل زندگی همان مادر باشد، پس لزوماً درباره عشق جنسی حرف نمی زنم. کسانی را دیدم که می گویند عاشق کارشان یا عاشق کتاب هایشان و... هستند. من فکر می کنم انسان یک فطرت عشق طلبی دارد که نباید از آن فرار کند.

یعنی تو معتقدی که شکست عشقی آدم را از عشق متنفر نمی کند؟

نه من این طوری نیستم. البته من به این کلمه که تو می گویی اصلاً معتقد نیستم. عشق شکست ندارد. مثل آب تسویه نشده یکسری ناخالصی هایی باعث می شود رابطه ات به سرانجام نرسد. دوتا آدم با هم هماهنگ نبودند و به هردلیلی نشده که با هم بمانند. این اسمش شکست نیست. اگر عاشق کسی باشی هیچ وقت نمی توانی پرونده اش را ببندی.

این نگاه منطقی توست به عشق. اما در تعریف رایج شیدایی در عشق وجود دارد که با منطق همخوان نیست.

 من می گویم که دوست داشتن هیچ وقت با شکست مواجه نمی شود چون دوست داشتن یک مسئله شخصی است. من تو را دوست دارم، به تو چه؟ پس وقتی به تو ربطی ندارد من آن را می توانم چندین دهه با خودم حمل کنم و به بلوغ برسم.

پس این تمام اندیشه های عاطفی تو در مرداد 93 است و همان طور که می گویی حالت خوبه خوب است؟

آزاده نامداری که الان روبروی تو نشسته قطعاً زندگی اش آبستن یک اتفاق بوده و هرجوری هم که مدیریت کرده نتوانسته جلوی منظر بیرونی این اتفاق را بگیرد.اما من اصلاً سعی نمی کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده. من می خواهم بگویم که این اتفاق می تواند در زندگی هرکسی بیفتد. آدمها می توانند خیلی خوب باشند ولی برایشان اتفاقات تلخ بیفتد. عکسش هم صادق است. ولی در کل من معتقدم باید مسئولیت اتفاقی را که افتاده بپذیریم. من مسئولیتش را به عهده می گیرم و می گویم اصلاً رخداد هولناکی نیست، من همانم، همان آزاده نامداری سابق. فقط یک کم بزرگ تر شدم و بیشتر می دانم و بیشتر می فهمم. اما اینکه پس دیگر عشق معنا ندارد و... نه اصلاً این طور فکر نمی کنم. من همانم ولی کمی سختی کشیدم و حالا به نظرم خیلی خوب هستم. خودم را هم خیلی دوست دارم.

b2ap3_thumbnail_4111.jpgمعمولاً آدمها در میان اتفاقات زندگی شان دنبال مقصر می گردند. تو چقدر خودت را مقصر اشتباهاتت می دانی؟

من اصلاً قابل سرزنش نیستم. به دلایل شخصی اصلاً خودم را سرزنش نمی کنم و اتفاقاً حس می کنم خیلی هم باشهامت هستم. هروقت احساس کنم کاری درست است آن را انجام می دهم و اگر احساس کنم غلط است دیگر انجام نمی دهم.

پشیمان نیستی از تصمیماتی که گرفتی؟

من اگر به سال 82 برمی گشتم مسیر زندگی ام را عوض می کردم. انتخاب دانشگاهم را عوض می کردم. هرگز وارد تلویزیون نمی شدم و یک زندگی دیگر را تجربه می کردم. اگر بخواهم خیلی دردناک فکر کنم این جوری به زندگی ام نگاه می کنم که کاش خدایا به من یک دهه فرصت می دادی تا دوباره بعضی از تصمیمات را بگیرم. مثلاً مدیریت صنعتی دیگر نمی خواندم و می رفتم روان شناسی بالینی می خواندم. هرچند که من این اشتباه را تصحیح کردم و در دوره ارشد دارم بالینی می خوانم اما می توانستم از این فرصت بهتر استفاده کنم. اگر زمان به عقب برمی گشت من هرگز نمی رفتم دانشکده صداوسیما تست بدهم و مجری تلویزیون بشوم. اما این به معنا نیست که اشتباه کردم، این شیوه ای بود که من آن زمان حس می کردم درست است، بنابراین انجام دادم.

 چرا تلویزیون را در صورت برگشت به یک دهه قبل انتخاب نمی کردی؟

برای اینکه آمدم میان آدمهایی که جنسمان باهم فرق می کرد. روی آنتن بودن به تو خیلی چیزها می دهد، قدرت، زیبایی، ثروت و... این برای آدمها جالب است اما زیادش دردسر درست می کند. من می گویم تقوا داشتن به معنای کنترل برنفس خیلی سخت است. من اگر میز داشتم و از قدرتم سوءاستفاده نکردم، اگر زیبا بودی و از زیبایی ات سوءاستفاده نمی کردی درست است، آن یکی اگر زور فیزیکی داشت و استفاده نمی کرد، فلانی اگر صدایش بلند بود و فریاد نمی زد و... درست است اما بیشتر آدمهای دوروبرمان این تقوا را ندارند و از آن چیزی که خدا داده استفاده های غلط زیادی می کنند. من فکر می کنم روی آنتن تلویزیون این قدرت ناخودآگاه به تو تزریق می شود. این را هم اضافه کنم که من درباره همه مجری ها صحبت نمی کنم، من درباره آن 4-5 مجری صحبت می کنم که قدرتمندند و از تلویزیون این قدرت را گرفتند. وقتی این قدرت را پیدا می کنی زندگی کردن برایت سخت می شود. *پس شاید باید به این نتیجه برسیم که مردم درباره تو اشتباه فکر می کنند و در واقع چیزی را می بینند که تو نیستی و نقاب داری؟

نه نقاب کلمه بدی است و قبول ندارم. داستان سر این است که وقتی با من معاشرت کنید متوجه می شوید من آدم آرام تری هستم. آن آزاده نامداری که در تلویزیون دیدید هم منم، اما آن فقط بخشی از من است، من بخش های دیگر هم دارم. مثلاً من از کل تلویزیون کسی که واقعاً جزو علاقه مندی های کاری من است عادل فردوسی پور است. چون معتقدم خودش است و هرکاری می کند رئال است. من هم دوست دارم رئال باشم اگر غیر از این بود می رفتم بازیگر می شدم. ولی تمام حرف من این است که آن چیزی که از من در ویترین تلویزیون دیدید فقط بخشی از من است اما شما همه بخش های من را نادیده گرفتید و دارید با 20درصد من زندگی می کنید! من می توانم مجسمه سازی کنم، من نویسنده ام، من می توانم عکس های خوبی بگیرم، من بچه پررو هستم اما آشپزی ام حرف ندارد اما شما اینها را نمی بینید.

این ندیدن ها در میان مدیران برای سپردن برنامه به تو هم پیش آمده؟اینکه محدودت کنند فقط به اجرای یک نوع برنامه روتین؟

آره. من عقاید دینی خیلی محکمی برای خودم دارم و می توانستم یک برنامه مذهبی اجرا کنم. مردم باورشان نمی شود که من از پس این بربیایم. پس قبول کن که همه شما من را روی 20 درصد بستید و این نقاب نیست. ما مثل یک منشور هزاران بعد داریم و گاهی جوری می میریم که ده ها تجربه را تجربه نکردیم.

من فکر می کنم موفقیت تو در بخشی باعث شده که آن 80 درصد باقی دیده نشود. بگذریم. برسیم به مردم. معمولاً درباره چهره ها کنجکاوی درباره کار و زندگی شان وجود دارد اما من می خواهم بدانم تا چه حد این را مجاز می دانی؟چرا اغلب آدم های معروف این انتظار را دارند که مردم در اتفاقات خوب آنها کنارشان باشند و به آنها تبریک بگویند اما برای اتفاقات بدشان هیچ توضیحی به مخاطبشان ندهند و حتی حاضر نشوند با ما درباره آن مسئله مصاحبه کنند. 

من تصورم این است که اگر به رسانه می آیی و دیده شدی خودت را در معرض دید دیگران قرار دادی بنابراین باید انتظار داشته باشیم هراتفاقی با ریشتر بالا و پایین برایمان اتفاق بیفتد. مثلاً مردم می گویند که چرا فلان برنامه که همیشه با فلان مجری موفق بود کس دیگری اجرای آن را برعهده گرفته، یا می پرسند راست است که فلانی از آن یکی جدا شده و طلاق گرفتند. به نظرم این حق مردم است که درباره ستاره هایشان این سوال را بپرسند و جزو حقوق مردم است. من حق ندارم در این جور موضوعات بگویم این به خودم مربوط است! اما چیزی که ما از آن می نالیم این است مردم ما را قضاوت می کنند و این خیلی دردناک است. در کشورهای خارجی این اتفاق دردناک نیست چون زندگی اغلب آدم های معروف روی دایره است اما در ایران یک حجب و حیایی وجود دارد و برایمان این قضاوت ها قابل درک نیست و اساساً گناه بزرگی هم هست. پس مردم من و همکارانم را تحلیل نکنید و به ما انگ نچسبانید، ما ناراحت می شویم.

سروصداهایی از سال گذشته تا الان از زندگی شخصی تو خوب یا بد بلند شده، خیلی دوست دارم بدانم مواجهه تو با مردم در کوچه و خیابان به چه صورت است. شده که سوالی بپرسند یا حرفی بزنند که ناراحتت کنند؟

 مردم در برابر من این برخورد را نداشتند. من 7سال اجرا کردم و 3سال اجرا نکردم و نکات زیادی در زندگی من بود که می شد درباره اش حرف زد اما مردم این کار را حداقل در قبال من نکردند و وقتی به من می رسند به من لطف دارند. واقعاً در طول این سالها باور کن یادم نمی آید کسی ری اکشن منفی به من داده باشد و حالم را بد کرده باشد. تنها چیزی که حال من را بد کرد قضاوت کردن است. اصل دینی اش هم این است که ظن و گمان بد درباره کسی گناه محسوب می شود.

در فضای مجازی هم این فشار روی تو احساس می شد،آنجا چطور با شرایط کنار آمدی؟

راستش را می گویم. هرکسی از من سوال کند، تیتر راست آن اتفاق را می گویم اما جزییات زندگی ام به خودم مربوط است. این را هم بگویم که رابطه من با فضای مجازی بسیار کم است و اصلاً آدم کامنت بخونی نیستم!

 بگذار من هم این را به حرفت اضافه کنم که برخلاف تو فکر می کنم برخی برنامه ها با نفس مجری و تهیه کننده اش است که جان می گیرد. مثل ماه عسل 91 که آن را از صاحبش که احسان علیخانی باشد گرفتند و به مجری دیگری دادند. این اتفاق به هیچ وقت قابل اغماض نیست، چون صاحب طرح، ایده و نوع اجرای آن برنامه احسان علیخانی بود و نباید دوباره این اتفاق تکرار شود.

خب اگر زمان به عقب برمی گشت من به احسان علیخانی در آن برهه می گویم اصلاً ناراحت نباش، چون آن برنامه برای تو نیست و برای شبکه است. پس از خدا بخواه که یک اتفاق بهتر در مسیرت قرار بدهد، کمااینکه این اتفاق افتاد. هم به لحاظ دینی و هم روان شناسی این آرامت می کند. البته من خودم هیچ وقت این تجربه را نداشتم که برنامه با من برود روی آنتن و با مجری دیگری تمام شود.

فرضا اگر برنامه«خانومی که شما باشی» را بدهند به مجری دیگری اجرا کند تو همین قدر خونسرد درباره اش حرف می زنی؟

نه من قطعاً آن مجری را می کشم! (می خندد) البته این را به شوخی گفتم.

پس حرفت نقض شد. دیدی که چقدر اتفاق غیرقابل تحملی است؟!

 آره باید اعتراف کنم که تو راست می گویی و جنبه جدیدی از من را کشف کردی. من دست به نصیحت کردنم خوب است و خودم را هیچ وقت نتوانستم در این میزانسن بگذارم.

بگذار کمی درباره حاشیه هایی که درباره ات وجود داشت شفاف سازی کنیم. این حاشیه را تایید می کنی که در برهه ای که نبودی ممنوع التصویر بودی؟

نه واقعا. نبودم برای اینکه فکر کردم بروم یک کار شیک تر کنم و مستند بسازم. من تا سال 90 اجرای برنامه زنده داشتم و 90 تا 93 این تجربه مستند سازی در «خانومی که شما باشی» را داشتم و خیلی هم بهم چسبید. دلم می خواست فاز دیگری را تجربه کنم.

اجرای تو در برنامه سال  تحویل به همراه فرزاد حسنی صرفاً سفارشی و اجباری بود؟

من قبل از اینکه همسر کسی باشم مجری تلویزیون هستم. کارم را دوست دارم و دوست دارم که تجربیات خوبم را تکرار کنم. من سه سال مجری سال تحویل بودم، سال اول با جعفر خسروی، سال دوم با احسان علیخانی و سال سوم با فرزاد حسنی. حالا ممکن است حالت خوب باشد و برنامه خوب شود، ممکن هم هست که حالت بد باشد و برنامه بد بشود.

پس یعنی اجباری برای این کار وجود نداشته؟

هیچ وقت. نه این کار که سر هیچ کاری به من اجبار نشد که برو این برنامه را اجرا کن.


موضوعات مرتبط: آزاده نامداری(مجری) ، فرزاد حسنی(مجری)

تاريخ : 93/05/24 | | نویسنده : تماشا |

Mehdi Ghasemi-14-4.JPG

محمود شهریاری با انتقاد از راه‌اندازی شبکه‌های جدید در تلویزیون گفت: به نظرم این روزها تلویزیون به خاطر راه‌اندازی پشت سر هم شبکه‌های جدید دچار آشفتگی شده است؛ در حالی که این شبکه‌ها هنوز هم هویت خود را پیدا نکرده‌اند.

 

 

این مجری تلویزیون با تاکید بر اینکه در شرایطی که صدا و سیما بودجه ندارد، نیازی به افتتاح شبکه‌های جدید نیست، خاطرنشان کرد: در حال حاضر مهم‌ترین مشکل سازمان صدا و سیما کمبود بودجه است وهمین تعدد شبکه‌ها باعث شده صداوسیما در زمینه بودجه مشکل شدیدتری پیدا کند در حالی که وقتی با کمبود بودجه مواجه است لزومی به راه‌اندازی شبکه‌های جدید نیست؛ ضمن اینکه عملا یکسری شبکه‌های جدید خیلی متفاوت نیستند و فرقی با بقیه شبکه‌ها ندارند.

 

وی سپس عنوان کرد: امیدوارم مدیران سازمان صداوسیما به جای افزایش شبکه‌ها و برنامه‌های تلویزیون بیشتر به فکر بالا بردن کیفیت باشند.

 

همکاری با «عموهای فیتیله‌ای» چطور بود؟

 

شهریاری در بخشی دیگر از گفت‌وگویش درباره عدم حضور در برنامه «عموهای فیتیله‌ای» توضیح داد: یک سال پیش به دعوت آقای مسلمی - کارگردان - به این برنامه کودک دعوت شدم و با آنها همکاری کردم تا اینکه نوروز امسال مدت قرار دادم به پایان رسید. تا قبل از اینکه به عنوان مجری در «فیتیله» حضور داشته باشم، این برنامه فقط به بخش کودک می‌پرداخت ولی از زمانی که در کنار عموهای فیتیله ای اجرای این برنامه را عهده دار شدم، «فیتیله» بیشتر به سمت خانواده سوق پیدا کرد و خدا را شکر باز خوردهای خوبی هم در پی داشت. در حال حاضر شنید‌ه‌ام این برنامه مجددا به بخش کودک سوق داده شده است.

 

این مجری تلویزیون در پاسخ به اینکه اگر در آینده پیشنهادی برای حضور در یک برنامه کودک داشته باشید، می‌پذیرید؟ گفت: با وجودی که بخش کودک را خیلی دوست دارم و ورودم به تلویزیون با حوزه کودک بود، اما فعلا قصد ندارم چنین برنامه‌هایی را اجرا کنم، اگر برنامه‌ای باشد که متنوع‌تر باشد حتما حضور پیدا خواهم کرد. برنامه «فیتیله» بیشتر رویکرد خانواده داشت و من به عنوان مجری سعی کردم نکاتی را راجع به خانواده در برنامه مطرح کنم. عموهای فیتیله‌ای گروه‌ خوبی بودند و من در طول یک سالی که با آنها همکاری کردم، راضی هستم.

 

وی در عین حال اظهار کرد: جای برنامه‌هایی که با رویکرد خانواده همراه باشند در تلویزیون خالی است.

 

«ماه عسل» دنبال قالب‌های نو باشد

 

شهریاری در پایان درباره برنامه «ماه عسل» احسان علیخانی اینگونه اظهارنظر کرد: به نظرم «ماه عسل» برنامه خوب و جذابی است؛ به ویژه اینکه توانسته قشر جوان جامعه را به خود جذب کند، خیلی خوب است و جا دارد همین جا به احسان علیخانی تبریک بگویم؛ چرا که وی به عنوان مجری و تهیه‌کننده در طول یک سال به پیش‌ تولید و سوژه‌های برنامه‌اش خیلی فکر می‌کند. «ماه عسل» در طول این سال‌ها توانسته مخاطب خودش را پیدا کند اما تنها نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که باید در برنامه‌های تلویزیونی من جمله «ماه عسل» دنبال قالب‌های نو باشیم تا برنامه رکود پیدا نکند؛ این درحالی است که روزی از احسان علیخانی سوال کردند که آیا از اینکه قالب‌های نو در برنامه‌اش ایجاد کند، ترس این را دارد که بیننده برنامه را نپذیرد که وی در پاسخ گفت نمی‌شود این اقدام را انجام داد در حالی که برنامه‌سازان باید ریسک‌پذیر باشند.


موضوعات مرتبط: احسان علیخانی(مجری) ، محمود شهریاری(مجری)

تاريخ : 93/05/17 | | نویسنده : تماشا |
عکس مریم هاشم پور (دختر جمشیدهاشم پور-بازیگر سرشناس سینما) درحال اجرای برنامه با اجازه از شبکه سه.ایشان کارشناس ارشد حقوق بین الملل هستند

هاشم‌پور در پاسخ به این سؤال که چطور شد اجرای جدی در تلویزیون را با برنامه «بااجازه» تجربه کرد گفت: «البته من پیش از این هم سابقه اجرا داشتم. تقریباً 10سال پیش بود که برنامه «نیم‌رخ» فراخوانی برای انتخاب مجری داده بود و من هم به عنوان مجری در دو برنامه «نیم‌رخ» حضور داشتم. بعد از آن دیگر درگیر دانشگاه و درس و بعد هم کارم شدم که اصلاً فرصت تجربه دوباره را در زمینه اجرا برای من نگذاشت.»


او می‌گوید با الهه بهبودی، تهیه‌کننده این برنامه آشنایی قبلی داشته و از آنجایی که وکیل است و تحصیلاتش مرتبط با موضوع برنامه است پیشنهاد اجرا در بخش حقوقی برنامه را پذیرفته است. او اضافه می‌کند: «خانم بهبودی به من لطف دارند و من از همین‌جا از ایشان تشکر می‌کنم و باید بگویم که هدفمان این است که با کار‌شناسان در این زمینه هم صحبت کنیم. من سعی می‌کنم قبل از هر برنامه با کار‌شناسان و متخصصان درباره موضوع آن روز صحبت کنم تا برنامه به درد مردم بخورد و کاربردی باشد. موضوعات توسط خانم بهبودی و اتاق فکر برنامه مشخص می‌شوند و من هم هرازچندگاهی در جلسات اتاق فکر شرکت می‌کنم و تمام سعی‌ام را می‌کنم که بتوانم در این برنامه موفق ظاهر شوم و به هرطریقی که بتوانم به پیشرفت آن کمک خواهم کرد.»

 

اما سؤالی که برایمان پیش آمد این بود که چرا مریم هاشم‌پور هیچ‌وقت از رانت پدر استفاده نکرد و بازیگری را تجربه نکرد که او گفت: «حقیقتش این‌قدر درگیر بودم و آزمون‌های پیاپی برای گواهینامه‌های متفاوت وکالت و شغلم داشتم که فرصت فکر کردن به این موضوع را نداشتم. الان که تابستان است و کمی سرم خلوت‌تر است توانستم اجرا در برنامه «بااجازه» را بپذیرم وگرنه در ماه‌های دیگر سال این فرصت برایم پیش نمی‌آمد. البته بازیگری این‌قدر سخت است که یک مقداری برای روحیات من سختی‌های کار کردن در عرصه بازیگری تحمل ناپذیر است.»

http://cms.jamejamonline.ir/Media/Image/1393/05/12/635426602955721095.jpg


اما جمشید هاشم‌پور که ستاره دهه 60 و70 سینماست در این سال‌ها حضور کمرنگی دارد و خیلی گزیده کار شده است. مریم، دختر او هم این موضوع را تأیید می‌کند و به ما می‌گوید: «فیلمنامه‌های زیادی به بابا پیشنهاد می‌شود اما او به دلایل متعددی اکثر آن‌ها را رد می‌کند. قطعاً خودش بهتر می‌تواند در این باره نظر بدهد اما من حس می‌کنم همه چیز دست به دست هم می‌دهد چه شرایط نامناسب سینما، چه فیلمنامه‌های ضعیف و خیلی از مسائل دیگر که او گزیده کار شود. پدرم دلش می‌خواهد در کارهای وزین حضور داشته باشد تا سابقه درخشانی که داشته هیچ وقت خراب نشود و غیر از این هم از او انتظاری نیست. بگذارید این را هم بگویم که من عاشقانه پدرم را دوست دارم و همیشه به او افتخار می‌کنم.»


موضوعات مرتبط: مریم هاشم پور(مجری)
برچسب‌ها: مریم هاشم پور , دختر جمشید هاشم پور , مریم هاشم پور مجری , هاشم پور , مجری

تاريخ : 93/05/12 | | نویسنده : تماشا |
 جوابیه مژده لواسانی به اظهارات تند رضا رشیدپور

در پی واکنش تند رضا رشیدپور به اظهار نظر مژده لواسانی، و بعد از آن که ثابت شد تیتر مورد اشاره رشید پور اساساً جعلی بوده، این مجری تلویزیون در یادداشتی به این اتفاق واکنش نشان داد
 
متن این یادداشت را از نظر می گذرانید:
 
 
به احترام جایگاه ویژه و رفیع همه ی همکاران صاحب سبکم در رسانه ی ملی، خاصه جناب رضا رشیدپور و فرزاد حسنی، که احتمالاً تیتر جعلی «دوره ی فرزاد حسنی و رضا رشید پور تمام شده است» منتشر شده از زبان من، خاطرشان را مکدر کرده تا جایی که برادر ارجمندم جناب رشیدپور در صفحه اینستاگرامشان واکنشی به این موضوع نشان داده اند.
 
برای رفع سوء برداشت ها، بیان چند نکته را ضروری میدانم: اصل مصاحبه در مجله ی همشهری جوان در اردیبهشت ماه سال جاری بی هیچ مشکلی با تیتر "شبیه هیچکس نیستم" منتشر شده است و باز نشر آن پس از مدتی، دیروز، توسط سایت های خبری با تیتر جعلی دیگری،که از میانه ی صحبت های من درباره ی شرایط کنونی و پایین آمدن آستانه ی تحمل‌مان نسبت به رسانه که برنامه های چالشی و تاثیرگذاری مثل کوله پشتی و شب شیشه ای را تاب نمی آوریم،استخراج شده است، کاملا هدفدار و چیزی جز یک شیطنت رسانه ای نیست.
 
مطمئناً رجوع به اصل مصاحبه و منظور و مقصود بنده، و فضای حاکم بر این گفت و گو تمامی این سوء تفاهم ها را رفع خواهد کرد. ارادت بنده به این بزرگواران در مصاحبه های گوناگون ثابت شده و غیر قابل انکار است.خاصه اینکه من سالها در مقام سردبیر در رادیو با جناب فرزاد حسنی همکاری مستمری داشته ام و اجرای درخشان ایشان در برنامه هایی رادیویی من، از افتخارات کارنامه ی کاری بنده است که همواره هم با استقبال مخاطبان مواجه بوده.
 
البته از آنجایی که با تمام قلبم ایمان دارم که" الخیر و فی ما وقع" در واقعه کنونی هم خیر را در این می بینم که این اتفاق نا مبارک، موجب ادای احترام مجدد به همکاران صاحب سبکم در تلویزیون و تجدید خاطره ی اجراهای ماندگارشان شود. سابقه ی فعالیت من از دوران کودکی در رادیو و در کنار اساتید برجسته و بزرگان نامی این حوزه به من آموخته است که همیشه حرمت پیشکشوتان را نگاه داشته و با ارادت و احترام محض از آنها یاد کنم.
 
بسیار متاسفم که برخی از سایت ها و اهالی خبر،صرفا به منظور تعداد کلیک بیشتر ،پا روی اخلاق حرفه ای،امانت داری و حرمت قلم میگذارند و با تیترهای کذب استخدامی،همکاران و هم داستان های رسانه ای را مقابل یکدیگر قرار میدهند همکارانی که همه در یک جبهه ،سربازان رسانه ی ملی هستند و خدمتگزار مردم... خوشحالم که هنوز نام این بزرگواران در تیتر خبرها موجب بازدید بیشتر شده و این نشان میدهد که کار تاثیرگذار در هیچ دوره ای فراموش نمی شود.
 
با احترام مژده لواسانی.
 
 
گفتنی است رضا رشیدپور در صفحه شخصی خود با اشاره به تیتر جعلی و نادرست یکی از خبرگزاری های کشور در مصاحبه با مژده لواسانی،حمله تند و کنایه آمیزی به مژده لواسانی انجام داد که باعث واکنش های فراوانی در میان مخاطبان شد. البته بعد از انتشار یادداشت جوابیه مژده لواسانی، رشیدپور با حذف یادداشت مذکور از صفحه شخصی خود، تلویحاً حرف خود را پس گرفت.
*تکمله:
شیطنت بیان شده مربوط به خبرگزاری ایسنا بود که البته بالافاصله اصلاح شد 
 
*اخبار مرتبط:
 

موضوعات مرتبط: مژده لواسانی(مجری) ، رضا رشیدپور(مجری) ، فرزاد حسنی(مجری)

تاريخ : 93/05/11 | | نویسنده : تماشا |

پاسخ دندان شکن رضا رشید پور به خانم مجری+تصویر

پس از ادعای مژده لواسانی مبنی بر اینکه دوره ۲ مجری مرد به پایان رسیده، رضا رشیدپور با کنایه لب به انتقاد گشود.

 

 

 

پاسخ رضا رشیدپور به مژده لواسانی

 


موضوعات مرتبط: مژده لواسانی(مجری) ، رضا رشیدپور(مجری) ، فرزاد حسنی(مجری)

تاريخ : 93/05/11 | | نویسنده : تماشا |
امیر کاظمی در برنامه"سپید پررنگ" مصاحبه ای با "شعله قهرمانی" انجام داد که ویدیو این مصاحبه را میتوانید اینجا ببینید 


موضوعات مرتبط: شعله قهرمانی(مجری)

تاريخ : 93/04/13 | | نویسنده : تماشا |