جلال مقامی متولد 2 مرداد سال 1320 است و امروز شمع تولد 72 سالگی‌اش را فوت می‌کند. او عمری را در عرصه دوبله سپری کرده است.

جلال مقامی متولد 2 مرداد سال 1320 است و امروز شمع تولد 72 سالگی‌اش را فوت می‌کند. او عمری را در عرصه دوبله سپری کرده است و توانسته در طول این سال‌ها کارنامه قابل قبولی را از خود ارائه دهد. هر چند که او به جای کاراکترهای زیادی تا کنون صحبت کرده است اما بی‌شک اجرای او در برنامه دیدنی‌ها او را در ذهن اذهان عمومی به ماندگاری رساند. 

ساده بود اما ساده به دست نیامد در دوران جوانی ، و زمانی‌که به دبیرستان می‌رفتم . علاقه‌ی زیادی به تئاتر و کار بازیگری داشتم. ناظم مدرسه‌مان آقای شرکت نام داشتند ایشان در ایتالیا صاحب یک استودیودوبله بودند و در کار پخش فیلم فعالیت می‌کردنداز این رو آقای ناظم به واسطه برادرشان با برخی از بازیگران رابطه دوستی داشتند . در سال 1337 در یکی از جشن های مدرسه، تئاتر به عهده من و دوستم گذاشته شد. ما هم نمایشنامه‌ای نوشتیم و اجرا کردیم . زنده یاد حیدر صارمی به دعوت ناظم مدرسه به آن جشن آمدند و پس از اجرای نمایشنامه، از ایشان خواستم به من اجازه دهند سر تمرین های گروه تئاترشان حضور پیدا کنم . پس از مدتی مرحوم حیدر صارمی علاقه شدید من را به هنر دیدند و متوجه شدند با علاقه خاصی همه تمرین‎ها را دنبال می‌کنم. ایشان باورشان نمی‌شد من تا این حد علاقمند باشم، چون اکثر افراد بعد از مدتی حوصله‌شان سر می‌رفت و قید کار را می‌زدند. همین موضوع باعث شد به من پیشنهاد بدهند، دوبله را هم امتحان کنم. اطلاعات چندانی پیرامون این موضوع نداشتم، اما این مسئله را راهی برای رسیدن به بازیگری می‌دانستم. به همبن خاطر قبول کردم و ایشان من را به یک استودیو معرفی کردند . البته در ابتدا هم چنان به تئاتر علاقه داشتم و زیاد به دوبله توجه نشان نمی‌دادم و درکی از آن نداشتم .
 
اولین‌باری که گویندگی کردم دوماه پس از ورودم به استودیو آقای هوشنگ بهشتی که خود مدیر دوبلاژ بودند من را برای دوبله یک فیلم خبر کردند . نام فیلم «عروس» بود. اولین بار یک نقش بسیار کوتاه را به من سپردند. وقتی به جای آن پسر جوان که در حمل اثاث به پیر زنی کمک می‌کرد و منتظر گرفتن انعام بود، صحبت کردم، مدیر دوبلاژ حسابی آن را پسندید و گفت، تو صرفاً جای این فرد حرف نزدی بلکه آن را بازی کردی. در هر حال بعد از آن کار بود که وارد عرصه دوبله شدم و آن قدر این حرفه برای من پر رنگ شد که بازیگری در مقابل آن رنگ باخت. وقتی به استودیوی جدید مراجعه کردم دیدم آقای کاووس دوستدار، که آن زمان دوبلوری مطرح بودند نیز حضور دارند . پس از آن روابط ما به دوستی منجر شد. ایشان یکی از مشوق های اصلی من برای ادامه دادن کار دوبله بود و همیشه سعی می کرد به من انگیزه بدهد و تاکیید می کرد که روزی در این عرصه می درخشم . 
تغییر خوشایند در دوبله یک بار که با آقای جلیلوند و تعدادی از دوستان دور هم جمع شده بودیم و راجع به گویش ها در دوبله صحبت می کردیم به این نتیجه رسیدیم که انعطاف و هماهنگی صدای دوبلور ها با بازیگر فیلم کافی نیست و به نوعی ضعف دارد و بهتر است که سعی کنیم روی بیان بیشتر کار کنیم . پس از آن تغییرات بسیار زیادی را در کار خود ایجاد کردیم . خشکی و یکنواختی جای خود را به راحتی و هماهنگی صدای دوبلور ها با بازیگر فیلم داد وپس از آن ، مردم نیز ارتباط بهتری با فیلم برقرار کردند. 

در دوبله بی‌استعدادها جایی ندارند دوبله از جمله فعالیت‌های است که علاوه بر صدای مناسب ، نیازمند علاقه و استعداد نیز است . کسانی که حرفه دوبله را دنبال می‌کنند باید تمامی این ویژگی‌ها را داشته باشند و با کسب تجربه بتوانند به یک دوبلور موفق مبدل شوند . افراد زیادی به واسطه رابطه‌ها به این عرصه پا گذاشتند، اما آنهایی که استعداد نداشتند یک سال هم دوام نیاوردند. 

تنها صداست که می‌ماند بارها این سوال پیش آمده است که چرا صداهای دوبلور های پیشکسوت این قدر در ذهن ها نقش می‌بندند .من معتقدم فیلم های که در سال‌های دور ساخته می‌شد در این امر تاثیر بسیاری داشت . همگی فیلم ها در آن مقطع آثار ارزشمندی بودند . فیلم های مانند بربادرفته، شکوه علفزار، دکتر ژیواگو ، بن هور ،اسپارتاکوس و . . . به واسطه ارزشمند بودن‌شان با مردم ارتباط برقرار می‌کردند و هنر دوبله که به پختگی رسیده بود با چنین آثاری در ذهن مردم نقش بست . در همان دوره آثار ادبی نویسندگان بزرگ مانند جان اشتاین بک ، جک لندن و . . . تبدیل به فیلم و به وسیله دوبلورها دوبله می‌شد .
 

با دکتر ژیواگو گریه می‌کردم به یاد دارم هنگامی که فیلم دکتر ژیواگو را دوبله می‌کردیم، گاهی جدا از گریه تکنیکی، همراه با کاراکتر های فیلم می‌گریستیم . امروزه آثار ارزشمند کم تری ساخته و از تلویزیون ما پخش می شود و شاید به همین علت صداهای قدیمی بیشتر در یادها مانده است .
 
تیم دوبله مثل تیم فوتبال است در ابتدا تیم دوبله بسیار محدود بود .اما پس از مدتی این تیم با پیوستن افرادی نظیر زنده یاد ایرج ناظریان ، سعید مظفری ، منوچهر والی زاده ، آذر دانشی ، پروین ملکوتی ، بدری نورالهی ،خانم خیر و . . . گسترش پیدا کرد و این تیم مانند یک تیم فوتبال کامل شد . دیگر برای هر کاراکتری دوبلور مناسبی داشتیم و با توجه به تعداد فیلم‌های تولید شده که به دوبله نیاز داشتند، تعداد دوبلور ها به حد کافی رسید . بنابراین کار برای کسانی که می‌خواستند وارد هنر دوبله شوند کمی مشکل شد . در آن شرایط کسانی که به کار دوبله علاقه داشتند باید مدت ها آموزش می‌دیدند تا این که جای خالی در یک فیلم برایشان پیدا شود . تعدادی از علاقه مندان با صبر و حوصله کار را دنبال می کردند و سر انجام هم به نتیجه رسیدند و جزء صداهای ماندگار شدند .با گذشت زمان و بیشتر شدن تعداد فیلم‌ها، احساس شد تعداد دوبلور ها کافی نیست . پس از مدتی انجمن فراخوانی داد و افراد زیادی برای کار دوبله مراجعه کردند. از میان آن‌ها تعدادی انتخاب شدند و پس از آموزش به تیم دوبله پیوستند و اتفاقاً به صداهای ماندگاری تبدیل شدند . 
روزی که تن به یک ریسک بزرگ دادم در دوران گذشته کار دوبله به صورت امروزی صورت نمی‌گرفت و خیلی ریزه کاری داشت . نوع صدابرداری فرق می‌کرد و صدا روی نوارهای سی و پنج ضبط می شد . به خاطر دارم برای فیلم الویر تویست از من خواسته شد به جای کاراکتر رییس خلافکاران ، که مردی خشن با ریش انبوه بود، صحبت کنم . در ابتدا قبول نکردم و آقای ناظریان را پیشنهاد دادم . آقای روبیک، صدابردار، به من گفت تو صحبت کن و نگران نباش. پس از اتمام دوبله، هنگامی که برای دیدن فیلم به سینما رفتم شوکه شدم و باور نمی‌کردم صدای من روی آن کاراکتر است؛ صدایم را با تکنیک‌های عوض کرده بودند. 

زمان مورد نیاز برای دوبله یک فیلم در حال حاضر برای دوبله یک فیلم مدت دو یا سه روز زمان لازم است . البته در مدت زمان کوتاه‌تری هم می‌توان دوبله فیلم را به پایان برد، اما ممکن است از نظر کیفیت به نتیجه کار آسیب برسد . گاهی ممکن است دوبله یک فیلم بیشتر از این مدت نیز زمان ببرد؛ ما گاهی فیلمی را در مدت زمان یک هفته نیز دوبله کرده‌ایم . 

هر کسی که خوب تقلید می‌کند دوبلور نیست برخی فکر می کنند کسانی که می‌توانند تقلید صدا کنند یا تغییر صدا دهند برای کار دوبله مناسبند . در واقع این طور نیست . برای قدم گذاشتن در راه هنر دوبله ، به یک صدای سالم و زیبا نیاز است . علاوه بر صدا که لازمه دوبله است، نیاز به پشتکار فراوان و صبر زیاد است . متقاضیان این کار نباید توقع داشته باشند پس از مدت کوتاهی بتوانند تبدیل به یک دوبلور حرفه‌ای شوند. در ابتدای کار نیازی نیست به جای رل‌های اصلی صحبت کنند. 

راه طولانی دوبله کارآموزان علاقه مند به دوبله راهی طولانی در پیش دارند . این افراد پس از مدت‌ها کارآموزی می‌توانند به عنوان گوینده مهمان فعالیت کنند . دوبلوری سطوح مختلف دارد و کار آموزان باید به آهستگی ترقی کنند. از آن جا که در ابتدا در آمد این کار بسیار ناچیز است، شاید کمی سختی به همراه داشته باشد . 

دوبله  فیلم لطف دیگری دارد 
هرگز با این سوال که دوبله بهتر است یا صدا برداری سر صحنه کنار نیامدم . به نظرم این دو هیچ ربطی به یکدیگر نداشتند . در آن دوره که فیلم های ایرانی را دوبله می‌کردیم، بازهم همه چیز به خود فیلم بستگی داشت . به خاطر دارم در فیلم «جاده های سرد» مسعود جعفری جوزانی برای دوبله تقریباً از خود بازیگران استفاده شد و علی نصیریان ، حمید جبلی و مجید نصیری همگی با صدای خود صحبت کردند . در آن زمان با جوزانی حسابی سر دوبله این فیلم بحث کردیم . نهایتاً به این نتیجه رسیدم از صدای خود بازیگران استفاده کنیم که البته زحمت بسیار زیادی برای من داشت؛ مخصوصاً سکانسی که کاراکتر آقای نصیریان در چاه می‌افتاد سکانس بسیار مشکلی در دوبله بود و در کل با توجه به تنگی وقتی که برای رسیدن فیلم به جشنواره داشتیم، همگی زحمت زیادی را متحمل شدیم . 

روزی که دیدنی‌ها دیدنی شد در موفقیت یک برنامه عوامل مختلفی دخیل هستند. زمانی که برنامه دیدنی‌ها در تلویزیون پخش می شد ما تنها دو کانال داشتیم که اکثر این شبکه‌ها نیز به حواداث و اخبار جنگ می‌پرداختند. به همین خاطر مسوولین وقت تلویزیون به این فکر افتادند تا یک برنامه مفرح برای مردم تدارک ببینند. وقتی پیشنهاد اجرای این برنامه به من شد در ابتدا تردید داشتم. نمی‌دانستم تا چه اندازه می‌توانم این برنامه را به آن اید ه‌آلی که در ذهنم داردم نزدیک کنم. بالاخره بعد از رای زنی به این نتیجه رسیدم که این کار را انجام دهم. اکثر حرف‌های را که هنگام پخش تصاویر می‌زدم بداهه بود، به همین خاطر با آن‌چه در تصویر وجود داشت هم‌خوانی زیادی ایجاد می‌کرد. این برنامه چون در زمان خودش تک بود، با استقبال کم نظیر مخاطبان مواجه شد. بی‌تردید اگر هم اکنون این برنامه روی آنتن برود به دلیل دسترسی مردم به رسانه‌های مختلف، به ویژه اینترنت، آن جذابیت سابق را برای آن‌ها ندارد. بعد از پخش دیدنی‌ها دیگر همه مردم من را آقای دیدنی‌ها صدا می‌کردند. لطف آن‌ها به من تا اندازه‌ای بود که نمی‌توانستم به زندگی عادی‌ام در خارج از خانه مانند گذشته بپردازم. 

دوست دارم در صف نانوایی باستم این‌که می‌گویم هیچ‌گاه از شهرتم استفاده نکردم صرفاً یک شعار نیست. من از این‌که به واسطه شناخت شدن، فردی میان من و دیگری تبعیض قائل شود اصلاً خوشم نمی‌آید. اوایل انقلاب به واسطه جنگ حتماً مردم به خوبی به یاد دارند که همه چیز از نفت گرفته تا نان و ... صفی بود. این موضوع مصادف بود با شهرت من به واسطه برنامه دیدنی‌ها. در آن زمان بدون آن که این موضوع برایم اهمیتی داشته باشد در صف می‌ایستادم. مردم مدام به من لطف داشتند و از من می خواستند کارم را زودتر انجام دهم، اما من زیر بار نمی‌رفتم و می‌گفتم من هم شهروندی مانند شما هستم و هیچ برتر ی به لحاظ ارزش زمانی بین ما وجود ندارد . یک بار هم پلیس راهنمایی رانندگی در خیابان به من گفت، آقای مقامی چون شمایید جریمه تان نمی‌کنم. گفتم چرا ؟گفت چون هنرمندید. من هم در جواب ایشان گفتم شما خودتان که زیر آفتاب در خیابان ایستاده‌اید یا آن دوست واکسی و فلان معلم یا ... از من هنرمند تر هستید. تنها تفاوت من با شما در این است که در تلویزیون کار می کنم و شما چهر ه من را می‌بینید. اگر فکر می کنید باید جریمه شوم این کار را انجام دهید. 

صدای همسرم گنجینه گران‌بها است همسرم رفعت هاشمپور یک از دو بلور های معروف ایران است. صدای او حکم یک گنجینه گران‌بها را دارد. او به جای بازیگران بزرگی چون سوزان هیوارد، اینگرید برگمن، آنا مانیانی، جینا لولوبریجیدا، لانا ترنر، الینور پارکر و... در فیلم‌های خارجی و به جای بازیگرانی چون آذر شیوا، شهلا ریاحی و ... در فیلم‌های ایرانی سخن گفته‌است، اما بدون تردید یکی از به یادماندنی‌ترین گویندگی‌های او، که صدایش را در اذهان بسیاری ماندگار ساخته‌است، گویندگی‌اش به جای ویوین لی در نقش اسکارلت اوهارا در فیلم جاوادنه «برباد رفته» (ساخته ویکتور فلمینگ) است. هم چنین بسیاری صدای او را به خاطر گویندگی‌اش در فیلم«محمد رسول‌الله» (ساخته مصطفی عقاد)، به جای ایرنه پاپاس در نقش هند به یاد می‌آورند. بسیاری معتقدند صدای او در دوبله به این زودی ها جانشینی پیدا نمی‌کند. هر چند که متاسفانه ایشان نزدیک به ده سال است بنا به دلایلی این کار را کنار گذاشته‌اند . حاصل زندگی مشترک ما یک دختر است که در فرانسه زندگی می‌کند.